چهارشنبه، دی ۲۰، ۱۳۸۵
گزارش روابط عمومی شب‌های بخارا از شب اورهان پاموک
گزارش و عکس‌های تادانه از شب‌ اورهان پاموك ... اينجا
***
شب‌های بخارا؛‌ شب اورهان پاموک - عکس: یوسف علیخانیشب "اورهان پاموك"، نويسنده معاصر ترك و برنده نوبل ادبي 2006 چهارشنبه 20 دي ماه 1385 در خانه هنرمندان برگزار شد.
به گزارش روابط عمومي مجله بخارا، پس از سخنان علي دهباشي، سردبیر مجله بخارا و برگزار کننده شب های بخارا،‌ گورجان ترک اوغلو، سفير جمهوري تركيه در ايران از پاموك سخن گفت.
سپس كريستوفر دوبلاگ ، كارشناس ، محقق و منتقد ادبيات از پاموك سخن گفت . در باور او ، همانطور كه چارلز ديكنز لندن خود را به وجود آورد و جيمز جويس دوبلين را ، اورهان پاموك هم استانبول خود را آفريد . تصوير استانبول پاموك كاملاٌ متفاوت با استانبولي است كه ما از آن شهر داريم . در شهر پاموك به جاي استانبول شلوغ و پرهياهو و روشن ، شهري داريم تاريك و تنها . و باز بنا به گفته دوبلاگ تنهايي ويژگي آثار پاموك است . ما در آثار پاموك هيچ گفتگوي دو نفره اي را نداريم ، هر كس فقط با خود سخن مي گويد . تك گويي است و بس . به تعبير دوبلاگ ، رمان هاي پاموك مثل آينه ي شكسته است ، مانند تالار آينه اي است كه ما دور تا دور در محاصره تكه هاي آينه هستيم ، مي بينيم اما نمي توانيم چيزي را تشخيص دهيم .
استاد رضا سيد حسيني سخنران بعدي اين مراسم بود كه از وجوه مشترك بين ادبيات تركيه و ادبيات ايران سخن گفت و يادي كرد از ناظم حكمت و ياشار كمال و نيز جلال خسروشاهي كه مترجم و معرف آثار آنان بود در زبان فارسي . سيدحسيني كه معتقد بود پاموك به حق جايزه نوبل را دريافت كرده از ويژگي هاي رمان هاي او سخن گفت و اينكه اگر اومبرتو اكو را يكي از پيشتازان ادبيات مدرن معاصر بدانيم پاموك در حقيقت نقطه اوج اين نويسنده ايتاليايي است .
دكتر جواد مجابي كه قرار بود از سخنرانان اين مراسم باشد به علت كسالت نتوانست حضور يابد و همسر ايشان متن ارسالي را براي همگان خواند . با هم گوشه هايي از اين سخنراني را مي خوانيم :
چراغ همسايه ما پر نورتر باد
بخت آن ندارم ، به علت بيماري در جمع عزيزان باشم ، خاصه در مجلس نكوداشت همسايه اي آزاد انديش و دلير در مصائب ميهنش ، كه شبي و روزي خوش با او در ايران انيس و همسفر بوديم . شوق هم سخني با شما و عهدي كه اهل انديشه و قلم جهان را ، در ريشه ها به هم مي پيوندد به نوشتن اين مختصرم واداشت :
اورهان پاموك – آوريل 2006 در مراسم بزرگداشت آزادي قلم – گفت " در همه كشورها آزادي و انديشه و بيان حقوق جهاني انسانهاست . اين آزاديها كه انسانهاي امروزي به اندازه آب و نان ، خواستار آنهايند ، هرگز نبايد به ملاحظه احساسات ناسيوناليستي ، حساسيت هاي اخلاقي – و از همه بدتر – منافع بازرگاني يا نظامي محدود شود " ..... و بايد گفت بدون اين آزاديهاي معنوي انسان ، ادبيات واقعي به وجود نمي آيد . بي ادبيات واقعي دروغها تا حد خفقان آو.ري رشد مي كنند ، ترس و لكنت ذهني و گنگي بيان مي آيد . ....
هارولد پينتر و آرتور ميلر ، 1985 براي پگيري وضع نويسندگان و هنرمندان سركوب شده و بررسي محدوديت بيرحمانه آزادي بيان به استانبول سفر كردند. پاموك جوان راهنماي آنها بود.و مي گويد " .... از اين خانه به آن خانه و از اين رستوران به آن رستوران رفتيم تا با نويسندگاني كه به دردسر افتاده بودند و با خانواده هايشان ملاقات كنيم ... به ماجراهاي دردناك سركوب و بيرحمي و اهريمن صفتي محض گوش مي دادم و احساس مي كردم كه از راه احساس گناه به درون اين دنيا كشانده مي شوم – و همچنين از راه همبستكي . اما در همان حال احساسي به همان اندازه نيرومند و در جهتي مخالف داشتم – و آن اين بود كه خود را از درگير شدن با همه آن چيزها دور نگه دارم ... "
در دوره ديگري از زندگي اش پاموك در كتابهايش از ادبيات زيبا به سوي ادبيات جامع مي رود كه نقيض هاي فردي و تبديل هاي احتماعي را با هم دربردارد و در يك رمان ، طي چند صفحه ، آن كه قرباني بود و مظلوم ، در شرايط جديد سركوبگر شده است. بيرون ا ز كتابها هم به ضرورت ، نسبت به واقعيت جامعه واكنش داشته كه گاهي به محاكمه اش كشانده و او را دشمن مصالح عمومي معرفي كرده اند مثل ماجراي اقليت كردها و ارمني . ... نويسنده فقط اعلام كرد اين قدر به همه دروغ نگوببد ، معذرت بخواهيد از تاريخ و آسيب جاري را آسيب درماني كنيد . ...
پس از قرائت متن دكتر جواد مجابي ، ارسلان فصيحي بخشي از خطابه اورهان پاموك را هنگام دريافت جايزه نوبل كه خود ترجمه كرده بود براي حاضرين خواند :
و سپس ناصر زراعتي ، نويسنده و منتقد ، از نحوه گزينش و اعطاي جايزه نوبل سخن گفت و اينكه علت اصلي ناديده گرفته شدن نويسندگان و شاعران ايراني در اخذ جايزه نوبل ، عدم ترجمه آثار آنها به زبان هاي اروپايي است كه طبيعتاٌ موجب مي شود داوران اين جايزه از ادبيات ايران اطلاع كامل و درستي در دست نداشته باشند .
در انتها بخش كوچكي از رمان " به نام قرمز " كه توسط ارسلان فصيحي به فارسي ترجمه شده و در دست چاپ است توسط پگاه احمدي خوانده شد.
***
گزارش روابط عمومی شب‌های بخارا از شب اورهان پاموک ... اینجا
فصل اول رمان "نام من قرمز" نوشتة اورهان پاموك‌ ترجمة ارسلان فصيحي‌ ... اينجا
چمدان پدرم - سخنراني پاموك در بنياد نوبل - ارسلان فصيحي ... اينجا
سخنراني علي دهباشي در شب پاموك ... اينجا
متن سخنراني گورجان تورک اوغلو سفير ترکيه در تهران در شب پاموک ... اينجا
گزارش شب اورهان پاموک به روایت رضا هدایت ... اینجا
***
عکس‌هایی از اورهان پاموک در ایران ... اینجا
سایت نشر ققنوس ... اینجا
***
بعد از عرب‌ها، ترک‌ها هم جایزه ادبی نوبل را گرفتند ... اينجا
نام دخترم رویاست، نگاهی به زندگی برنده جایزه نوبل ادبیات 2006 ... اينجا

***
شب ولفگانگ آمادئوس موتسارت ... اینجا
شب ویرجینیا وولف... اینجا
شب بهرام بیضایی... اینجا
شب فرانتسوبل ... اینجا
شب مولانا ... اینجا
بخارا؛ موزه ادبیات ایران - دیدار با علی دهباشی ... اینجا
tadaneh AT gmail DOT com
Links to this post:
ایجاد یک پیوند