پنجشنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۵
گزارش و عکس هایی از شب فرانتسوبل
شب فرانتسوبل
غروب چهارشنبه بيست و نهم آذر ماه 1385 ، تالار بتهوون خانه هنرمندان پذيراي شبي ديگر از شب هاي بخارا است . مجله بخارا به دنبال برگزاري شب هاي ماندلشتام ، رابيندرانات تاگور ، گونترگراس ، پتر هانتكه ، اومبرتو اكو ، لويي فردينان سلين امشب را با همكاري انجمن فرهنگي ايران و اتريش به نويسنده جوان اتريشي ، فرانتسوبل اختصاص داد. حضور نويسندگان ،شاعران ، مترجمان ، هنرمندان و فعالان ادبي ايران اعم از پيشكسوتان تا نويسندگان و شاعران نسل سوم و حتي نسل پنجم به اين مراسم گرماي بيشتري بخشيد. كساني چون محمود دولت آبادي ، محمد محمدعلي ، امير حسن چهلتن ، حسين سناپور ، حسين مرتضاییان آبكنار ، ناهيد طباطبائي ، فرشته ساري ، جلال سرفراز ، حسيني زاد ، مهدي غبرايي ، محمد بهارلو ، علي عبدالهي ، نوشين مهاجرين ، يوسف عليخاني ، رضا هدايت ، ناهيد خديوي ، بهنام ناصح ، ميترا داور ، مسعود سهيلي ، اصغر نوري ، ترانه مسكوب ، نيلوفر دهلي ، فرزانه قوجلو، كيان اماني، فريبا ميرشكرايي ، هما نونهالي ، نيوشا نوخواه ، محمد عزيزي ، روح انگيز مهرآفرين ، مريم شرافتي ، فرخنده مصلح ، ناصر وحدتي، محسن بنی فاطمه و ... انتشارات نگاه و نشر ثالت از ناشرين حاضر در اين شب بودند.
اين مراسم با معرفي فرانتسوبل توسط علي دهباشي آغاز شد :
" بسياری از منتقدان ادبی اتريش عقيده دارند که فرانتس سوبل نماد نسل جديد نويسندگان اين کشور است، زيرا پيوسته با نوآوری ها و نوجويی های خود در قلمرو زبان و موضوع و به خصوص قالب های گوناگون ادبی حسی متفاوت از گذشته را در خوانندگان برمی انگيزد. نام اصلی اين متولد اول ماه مارس سال 1967در روستای فوکلابروک اتريش، اشتفان گريبل است. او خود در مصاحبه ای در باره ی انتخاب نام فرانس سوبل می گويد: «نام پدرم فرانتس بود و تسوبل نام مادرم در خانه ی پدری.»
به همين دليل نام يا بهتر بگوييم، تخلص ادبی او ترکيبی از نام پدر و مادر اوست، زيرا خودش نيز باور دارد که «اسم موضوعی بس شگفت انگيز است و در درک و شناسايی هر امری بيش از آن که ياری رسان باشد، مانعی است بس بزرگ.»
فرانتس سوبل کودکی را در روستايی کوچک در همسايگی کليسا گذرانده است. در پانزده سالگی به نويسندگی علاقه مند می شود، ولی از بيست سالگی به طور جدی قلم به دست می گيرد، البته نه فقط قلم برای نگارش، بلکه بيشتر قلم مو برای نقاشی. موضوع نقاشی های او در اين دوره ی خاص بيشتر فردی و طراحی هايش نمونه ای از نگرش او به جهان است، جهان نه به شکل معمول و عادی، بلکه عالمی باژگونه و وارونه. اين شيوه ی نقاشی که پيش از آن به جرات می توان گفت کسی آن را به کار نگرفته است، بيشتر با بهره گيری از رنگ سفيد بر زمينه ای سياه است.
چندان نمی گذرد که فرانتس سوبل دوباره به همان علاقه ی ابتدايی خويش،يعنی نوشتن، روی می آورد و اين بار با قلمی سياه بر نطع گسترده و سپيد کاغذ می نويسد.
کارنامه ی آثار اين نويسنده ی جوان اتريشی نشان می دهد که او مرزی بين شعر و نثر نمی شناسد. فرانتس سوبل شعر می گويد، رمان می نويسد، نمايش نامه نويس است و مخاطبان داستان هايش حتی کودکان هم هستند، با اين همه طنز را هم از ياد نمی برد. تعبير او از طنز بيشتر همان گروتسک است، طنزی تلخ و گزنده که چشمان خواننده را نمناک می کند و بر لبانش تبسمی انديشمندانه می نشاند.
فرانتس سوبل ابتدا در رشته ی مهندسی مکانيک تحصيل کرده و از سال 1986 تا 1994 زبان و ادبيات آلمانی و تاريخ در دانشگاه وين خوانده است. در دوره ی دانشجويی با تئاتر وين همکاری می کرده و اکنون نيز نويسنده ای مستقل است و همان گونه که گفتيم، رمان می نويسد، شعر می سرايد، نمايش نامه و کتاب های کودکان را به رشته ی تحرير در می آورد.
از آثارش می توان به مجموعه ی منتشرشده ی شعرش در سال 1992به نام «واژه نامه»، مجموعه داستان ها و رمان هايش «خشم عمومی» (1992)، «اسکالا سانتا» (2002)، «لونا پارک» (2002) و «جشن سنگ ها» (2005) اشاره کرد.
فرانتس سوبل نمابش نامه هم می نوبسد و در ابن نمابش نامه ها حتی کافکا را در قالب کمدی به صحنه ی تئاتر می کشاند. «بهشت» (1998)، «اپرای مردمی» (1999)، «المپيا» (2000)، «ترس از پرواز» (2004) نيز از ديگر نمايش نامه های اوست که بارها اجرا شده است.
فرانتس سوبل جايزه های ادبی بسياری هم دريافت کرده است که از آن ميان می توان به جايزه ی اينگبورگ باخمان (1995)، ولفگانگ وای راخ (1997)، نشان برتولت برشت (2000) و به خصوص آخرين جايزه ی ادبی او جايزه ی کتاب سال 2006 به مناسبت نگارش کتاب «جشن سنگ ها» اشاره کرد.
داستانی که با عنوان «سفری به آسمان» با انتخاب خود فرانتس سوبل به فارسی برگردانده ايم، بی ترديد نمونه ای از شيوه ی نگرش و نگارش اين نويسنده ی اتربشی است. "
سپس دكتر بانياني به حاضران خوش آمد گفت كه سخنان او را دكتر سعيد فيروزآبادي به فارسي برگرداند. دكتر بانياني ضمن خيرمقدم از علي دهباشي ، مدير مجله بخارا ، براي برگزاري اين مراسم سپاسگزاري كرد و اشاره نمود كه سفر فرانتسوبل كه يكي از نقاط پر فراز و نشيب است ، با همكاري يكي از نهادهاي غيردولتي ، اكسچنج ( Exchange ) تدارك ديده شد تا نويسندگان ، شاعران و عكاسان اين دو كشور را با يكديگر آشنا سازد. هدف نهايي آن است كه با همكاري همه اين هنرمندان اثري هنري به وجود آوريم " و در پايان نزديكي هر چه بيشتر هنرمندان ايراني و اروپايي را آرزو كرد.
پس از دكتر بانياني ، فراننسوبل ضمن تشكر از حضور علاقمندان در اين مراسم قصه ي كوتاه خود " سفر به آسمان " را به آلماني قرائت كرد و دكتر سعيد فيروزآبادي ترجمه آن را به زبان فارسي خواند و پس از آن حاضران به سخنان محمود دولت آبادي گوش سپردند كه چنين آغاز كرد :
" با سلام وپوزش از اينكه انسان به هيچ وجه نمي تواند خودش را براي كاري تنظيم كند . يك ساعت و نيم در راه بودم و بسيار شلوغ بود . از ميهمان خود و نيز از حاضرين پوزش مي خواهم . و از علي دهباشي سپاسگزاريم كه با اين بيماري سنگين مدام در تلاش ايجاد ارتباط در ميان ما كوشندگان فرهنگ است و خوشبختانه دوستان نويسنده و پژوهشگر هميشه به او پاسخ مثبت داده اند و از اين به بعد نيز خواهند داد. ." اين نويسنده نام آور ايراني كه آثارش به آلماني نيز ترجمه شده در ادامه اشاره كرد كه گفته هاينر مولر در آغاز گفتار فرانتسوبل ، " وقتي بدانم چه مي خواهم بگويم ، مي گويم . درغير اين صورت مجبور نيستم بنويسم ." براي ما روشن مي سازد كه بين نويسندگان تمام زبان ها و تمام كشورها چقدر نكات مشترك وجود دارد و در واقع نويسندگان جهان بين خودشان هيچ گونه مشكلي ندارند و براي ارتباط دروني فقط قالب زبان ها ست كه مانع داد و ستد بين آنها مي شود چرا كه آدميزاد گوهر يگانه اي دارد . چنانكه وقتي به داستان " سفر به آسمان " فرانتسوبل گوش مي دهيم انگار صداي بهرام صادقي خودمان به گوش مي رسد ، با همان طنز تلخ ولي جذاب . آري وقتي هاينر مولر مي گويد " وقتي بدانم چه مي خواهم ... " عبارتي را بيان مي كند كه هر نويسنده ديگري در هر جاي اين جهان مي تواند بگويد . نوشتن بارويي است به دور ما ، اما ما از درون اين بارو با نهايت تپش هاي قلب و جستجوهاي ذهن در ارتباط با ديگران هستيم ، در ارتباط با جهان هستيم ، با موقعيت هستيم. تصور مي كنم شوپنهاور در جايي مي گويد " من ديگران هستم " من شما هستم ، من او هستم و از ديگران است كه من خودم هستم و اين ديگران در ادبيات تا تمام كرانه هاي زندگي ادامه دارد. دولت آبادي با اين اشاره به مولانا مي رسد و مي افزايد كه مي دانيم اين روزها روز مولانا جلال الدين بلخي است ، يكي از مهمترين شخصيت هاي ادبي ما . سال 2007 را سال مولانا ناميده اند و اين حرمتي است كه براي زبان فارسي قائل شده اندو پس از آن غزلي از مولانا را مي خواند و در پايان بر اين نكته تاكيد مي ورزد كه نويسندگان جهان با هم بيگانه نيستند و اظهار اميدواري مي كند كه روزي بتوانيم ميزبان نويسندگان و هنرمندان جهان باشيم همانطور كه آنان تا كنون ميزبان بسياري از نويسندگان و هنرمندان اين سرزمين بوده اند.
" چرا مي نويسم " عنوان مطلبي بود كه فرانتسوبل نوشته و كامران جمالي آن را به فارسي ترجمه و قرائت كرد. فرانتسوبل بر اين باور است كه " متن موفق قرار است متني باشد كه نويسنده پس از اتمام كار و خواننده پس از خوانش آن همان گونه نيندشد كه پيش از آن مي انديشيد ، حداقل من اميدوارم چنين باشد . وگرنه هنر – و من نوشته هاي خود را از اين مقوله مي دانم – چه مفهومي مي تواند داشته باشد اگر هيچ چيز – و مهم تر از همه واقعيت را – به چالش نطلبد؟ "
... و به اين ترتيب با اميد به نزديكي بيشتر هنرمندان جهان با يكديگر و لاجرم نزديكي ملت ها يكي ديگر از شب هاي بخارا به پايان رسيد

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
علي دهباشي

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
فرانتسوبل و دكتر سيدسعيد
طباطبايي

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
مسعود سهيلي، عكاس

 فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
برای دیدن ادامه عکس های
فرانتسوبل
اینجا را کلیک
کنید


شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
فرانتسوبل و كامران جمالي

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
سوبل، جمالي و دهباشي

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی



برای
دیدن ادامه عکس های محمود دولت آبادی
اینجا را کلیک
کنید


شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
محمد محمدعلي، فرشته ساري و ناهيد
طباطبايي

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
دهباشي و محمد بهارلو

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
محمود دولت آبادي، يوسف عليخاني و سيدمحسن بني
فاطمه

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
اصغر نوري و يكي از دوستانش

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
ناهيد طباطبايي و فرشته ساري

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
ناصر وحدتي و عليرضا رئيس دانايي

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
يكي از نويسندگان اتريشي

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
سناپور، محمدعلي، ساري و طباطبايي

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
گروهي از نويسندگان اتريشي

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
محمدعلي و مريم آموسا، شاعر و خبرنگار خبرگزاري
ايلنا

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
حسين مرتضاييان آبكنار و علي عبداللهي

شب‌های بخارا؛ شب فرانتسوبل - عکس:‌ یوسف علیخانی
جلال سرفراز و مهين خديوي


گزارش ... اینجا
عکس‌ها ... اینجا
عکس‌های فرانتسوبل ... اینجا
عکس‌های محمود دولت‌آبادی ... اینجا
عکس های نویسندگان و هنرمندان حاضر در اين شب ... اینجا
خبر شب فرانتسوبل ... اینجا
شب‌های بخارا ... اینجا
***
ادامه عکس‌ها ... اینجا
tadaneh AT gmail DOT com
Links to this post:
ایجاد یک پیوند