چهارشنبه، بهمن ۲۵، ۱۳۸۵
چهار شعر از ژاک پره‌ور | دکتر محمدتقی غیاثی | پرویز ناتل خانلری
'natel پهناور و سرخ
ترجمه دکتر پرویز ناتل خانلری

پهناور و سرخ
بر فراز "کاخ بزرگ"*
خورشید زمستانی ظاهر می شود
و پنهان می شود
چون او دل من پنهان می شود
و همه حزن من روان می شود
به جستجوی تو روان می شود
عزیز من
دلبر من
و تو را می یابد
در همانجایی که هستی.

* بنایی در پاریس
***

ژاک پره ور
تنبل
ترجمه دکتر محمدتقی غیاثی


با سرش نه می گوید
و با دلش آری.
آری به آنچه که دوست می دارد
نه به دبیر.
سر پا ایستاده
از او پرسش می شود
و همه مساله ها مطرح شده است.
ناگه می خندد قاه قاه
و پاک می کند همه را:
اعداد و واژه ها را
سنه ها و نامه ها را
جمله ها و دام ها را
و با همه اخطارهای معلم
در میان هیاهوی کودکان آتشپاره
با گچ های رنگارنگ
بر تخته سیاه تیره دوزی
ترسیم می کند
چهره بهروزی را.

محله آزاد
ترجمه دکتر محمدتقی غیاثی

کلاه سربازی را به قفس کردم
و پرنده به سر بیرون رفتم
آنگاه
سرگرد پرسید:
- دیگر سلام نمی گویند؟
پرنده گفت:
- نه
دیگر سلام نمی گویند.
سرگرد پاسخ داد:
- عجب! عذر می خواهم
من گمان می کردم
که هنوز سلام می گویند.
پرنده گفت:
- عذرتان پذیرفته است
همه ممکن است اشتباه کنند.

برای تو محبوبم
ترجمه دکتر محمدتقی غیاثی

به بازار پرنده فروشان رفتم
و پرندگانی خریدم
برای تو محبوبم.

به بازار گلفروشان رفتم
و گل هایی خریدم
برای تو محبوبم.

به بازار آهنگران رفتم
و زنجیرهایی خریدم
زنجیرهای گران
برای تو محبوبم.

آنگاه به بازار برده فروشان رفتم
و ترا جستم
که نیافتم محبوبم.

***

شب‌های بخارا؛ شب ژاک پروه‌ور
گزارش ... اینجا
عكس‌ها... اینجا
متن فيلمی درباره ژاك پره ور ... اینجا
هفت شعر از ژاک پره‌ور با ترجمه مریم رئیس دانا ... اینجا
چهار شعر از پره‌ور با ترجمه دکتر غیاثی و دکتر ناتل خانلری ... اینجا
وبلاگ مریم رئیس دانا، داستان نویس و مترجم ... اینجا
لینک های مرتبط با ژاک پره‌ور ... اینجا
***
خانه هنرمندان ایران
سخنان علی دهباشی ... اینجا
گزارش تصویری یک و دو
tadaneh AT gmail DOT com
Links to this post:
ایجاد یک پیوند