جمعه، فروردین ۰۳، ۱۳۸۶
درباره مهري رحيم‌زاده، فیلمساز، عكاس و شاعر
حامد کلجه‌ای یوسف علیخانی را دورادور می شناختم...از روی وبلاگ و قبل تر از روی سایت قابیل ...کتابها و چیزهایی که دور و بریها تعریف می کردند...
این اواخر موقع تدوین کارش برای مراسم شبهای بخارا ...بعد از مدتها دیدمش و بعد هم خبردار شدم که انجمن تهیه کننده اش وایستاده و قرار است توی همایش یازدهم شرکت کند..
همایش یازدهم می آید و تمام می شود و روز پخش فیلمش گمانم پنج شنبه روزی ، می بینمش و باز هم دورادور سلام احوالپرسی می کنیم...
بعد از هفته ی فیلم طرفهای عصر توی اتوبوسهای خط قزوین- تهران که همیشه برگشتنهایش را خسته ای می بینی اش سوار می شود و دو تا صندلی جلوتر از تو .. .و باز هم دورا دور می بینی اش...
چشمهایت را که برای چندمین بار باز می کنی می رسی قزوین و توی ترمینال موقع پیاده شدن می بینی اش و سلام و احوالپرسی می کنی و می پرسد شیرینی فروشی خوب سراغ داری...و تعریف می کند که می خواهد سراغ یکی از دوستهاش برود که چند سالی بوده از هم بی خبر بودن...
و این شیرینی خریدن بهانه ای می شود و کلی با هم گپ می زنیم راجع به همه چی...لابه لای حرفهاش می گوید که قرار است توی تا دانه از بچه های جدیدی که توی قزوین کار می کنند مطلب بگذارد...و موقع خداحافظی می سپارد که من هم بیوگرافی و عکس برایش بفرستم...
برایش بیو گرافی و عکس نمی فرستم و می نویسم عذر بخواهد ما را... و ادامه می دهم که خُب آدم وقتی برای یک چیزی تمرکز می کند و انرژی می گذارد و فعالیت می کند...یه چند تایی فیلم میسازد...یه چند جایی فیلمش را می فرستد و یه چند جایی هم ممکن است جایزه بگیرد...
اینجا را یک پرانتز کوچک فرض کنید( )...و بعد چانه زدیم قرار شد من هر طور که می خواهد بنویسد...من هم اینطور نوشت...
ودیگر اینکه: "متولد آذر 1360 هستم...دانشجوی ترم چهارم رشته مرمت و احیاء بناهای تاریخی و شانس آوردم که توی شهر خودم هستم چون می توانم لابه لای درسها و وقتهای اضافه به انجمن سری بزنم و نمی توانم فکر نکنم به عکس گرفتن و فیلم ساختن و چیزهایی که دوست دارم و نمونه اش همین فیلم آخری که توی تحویل پروژه ها ساخته شد...
و شاید اگر جراتش را داشتم و یک چیزهای دیگر... ول می کردم و می رفتم پی دلم ...این دو سال هم که تمام شود تکلیف را بهتر می شود مشخص کرد که چکاره ای...شاید هم آسمان طوری چرخ بخورد که برعکسش شود...اما من دوست دارد طوری بچرخد آسمان...که من فراموش نکند یک روزی عکس می گرفته و فیلم می ساخته...آمین!

***
درباره حامد كلجه‌ای، فیلمساز و تدوینگر ... اینجا

تنديس برترين كارگردان و فيلمنامه‌نويس و بهترين فيلم به مهري رحيم‌زاده و سميه زاجكاني تعلق گرفت ... اينجا
دو شعر از مهري رحيم زاده ... اينجا

tadaneh AT gmail DOT com
Links to this post:
ایجاد یک پیوند