دوشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۸۷
شب منوچهر طياب
شب « منوچهر طياب » با همكاري مجله بخارا ، مركز هنرپژوهي نقش جهان و كتاب خورشيد در محله مركز هنر پژوهي نقش جهان با حضور دانشجويان سينما و به خصوص سينماي مستند و نيز مستندسازان به نام همچون فرهاد ورهرام عصر روز يكشنبه 26 خرداد ماه برگزار شد .
جلسه را ابتدا خانم چتر فيروزه از مركز هنر پژوهي نقش جهان آغاز كرد و سپس بخشي از فيلم مستند درياي پارس ساخته منوچهر طياب به نمايش درآمد و پس از آن علي دهباشي سخنراني خود را چنين آغاز نمود :
« ما همگي خوشحال هستم كه استاد منوچهر طياب را در جمع دوستداران سينماي مستند مي بينيم . يك بار هم تصور مي كنم دو سال پيش بود كه مجله بخارا با همكاري كتاب خورشيد و مدير فاضل آن آقاي كازري به مناسبت انتشار كتاب درياي پارس جشن رونمايي كتاب را برگزار كرد . آن شب هم عده اي از علاقمندان آقاي منوچهر طياب با علاقه در آن شركت كردند. آقايان محمد رضا اصلاني ، خسرو سينايي و زنده ياد پرويز ورجاوند از سخنرانان اصلي آن شب رونمايي از كتاب درياي پارس بودند . در آن مجلس دوستان به نسبت آشنايي با آثار آقاي طياب مطالبي ارائه دادند كه به خصوص براي نسل جوان شركت كننده آگاهي دهنده بود .
استاد طياب نياز به معرفي ندارند و اشارات مفصل به خوزه نسبتاٌ گسترده زندگي هنري آقاي طياب اينجا و آنجا شده است . باري گفتني است كه منوچهر طياب در 1316 در تهران به دنيا آمده ، در دانشگاه وين اتريش به تحصيل در رشته معماري پرداخته و تا كنون بيش از هشتاد فيلم مستند و آموزشي ساخته است . سرپرست رشته سينماتوگرافي و عكاسي دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي تهران ، عضو هيئت داوران سازمان يونسكو در جشنواره بين المللي فيلم هاي كوتاه كراكو ، لهستان بوده است .
طي سالها فعاليت مستمر استاد طياب جوايز فراواني كسب كرده كه برخي از آن ها را چنين مي توان برشمرد : 1) جايزه دلفان نقره اي براي فيلم سراميك از جشنواره بين المللي فيلمهاي مستند و آموزشي ، تهران 2 ) دريافت ديپلم افتخار براي فيلم مسجد جامع اصفهان از جشنواره بين المللي فيلم برلين 3) كسب ديپلم افتخار براي فيلم ريتم از جشنواره بين المللي فيلم وين 4) « همراه با باد در دل تنهايي كوير » يكي از هفت فيلم مستند انتخابي منتقدان فيلم اروپا در جشنواره بين المللي سينماي مستند شهر ترنتو ، ايتاليا .
مطالعات و موفقيت هاي دانشگاهي يك بخش از زندگي ايشان را فرا مي گيرد اما بخش مهم تر تجربه هاي بسيار ارزشمندي است كه آقاي طياب در طول انجام كارهايش بدست آورده است . بديهي است همه آنچه منوجهر طياب نام دارد يك باره به دست نيامده است . بلكه ريشه در يك عشق و شور و شوقي دارد كه از همان نوجواني ايشان را رها نكرده است . وجودي كه از نوجواني هنگامي كه دوربين عكاسي به دست گرفت نوعي ديگر نگاه كردن را تجربه كرد و هنگامي كه اولين تجربيات شنيدن موسيقي را مزه مزه مي كرد به دنبال انديشه اي بود كه پس پشت آن مي شنيد . اين همه نوجوان را در معرض تفكراتي قرار داد كه ديگر نمي توانست به گذران عادي همسن و سال هاي خود دل ببندد. پس راه افتاد و در پديده هاي اطراف خود با نگاهي پرسشگر نگريست و به تدريج راه خود را يافت . راهي كه تا به امروز در آن گام مي زند . استاد ما حتماٌ گاهي به پشت سر خود نگاه مي كند و از آنچه انجام داده يادهايي دارد . از تلخ كامي ها و شادي ها .
يك نگاه گذرا و سريع به زندگي آقاي طياب ما را با وجه ايرانشناسي ايشان بيشتر آشنا مي كند . ايرانشناسي اما نه از نوع كتابخانه اي آن . از سپاهان تا شوشتر . مسير ابن بطوطه را تجربه كردن . وجب به وجب بنادر جنوب اين سرزمين را تجربه كردن و آنگاه به تصوير درآوردن و نوشتن . در آيين هاي مردم سرزمين خود شركت كردن و بعد سر از رازهاي تاريخي اش درآوردن و سرانجام از هر كاري به كاري ديگر در اين سرزمين دل بستن . آنچه را كه ما مي توانيم از زندگي هنري آقاي طياب بياموزيم مي تواند اين هم باشد كه پيش از آنكه جهان را شناسي سرزمين خودت را بشناس . چنين زندگي و كارنامه درخشاني را به استاد منوچهر طياب و فرهنگ ايراني تبريك مي گوييم . » ن
در ادامه محمد علي اينانلو از منوچهر طياب سخن گفت ، اينكه « راجع به طياب حداقل من نمي توانم صحبت كنم . ما آدم هاي بيايان هستيم و ياد گرفته ايم سكوت كنيم . من ايشان را حضوراٌ كم ديده ام و مي شناسم ولي مطمئنم كه بدون رد و بدل كردن كلمه مي توانيم ساعت ها حرف بزنيم . » اينانلو از دشواري هاي كار طياب براي ساخت فيلم مستند حكايت كرد « من طياب را در جندق ديده ام كه درآنجا ساربان و شتربان دايره اي با شترها درست كرده بود تا بتوانند در برابر طوفان شن مقاومت كنند و آتش آنقدر كم بود كه مطمئناٌ نمي توانست طياب و يارانش را گرم كند . و من طياب را مي ديدم كه كنه اي خونش را مي مكيد و او آن چنان گرم كار و خسته آن بود كه به كنه اعتنايي نداشت . طياب چنان شيفته كار خود است كه در حين كار دشواري ها را از ياد مي برد و فقط به ماحصل كار خود مي انديشد »
سپس اسعد نقش بندي از دوازده سال آشنايي و همراهي خود با منوچهر طياب حكايت كرد « استاد منوچهر طياب از ويژه انسان هاي اين عصر است . هنرمندي است مستقل و چند وجهي ، تز پنجاه سال پيش كار تحقيق ، نگارش و ترجمه و ساخت فيلم مستند را شروع مي كند و حاصل يك عمر فعاليت ساخت بيش از 90 اثر مستند است كه بيشتر آن ها با موضوعاتي در ارتباط با فرهنگ و جغرافياي ايران زمين است و اكنون بر بلنداي تجارب اين سال ها هنوز تحقيق مي كند و مي نويسد و فيلم مي سازد و فيلمساز مؤلفي است كه تمام مراحل آن از طرح و نگارش فيلمنامه تا ساخت فيلم و تدوين آن همه حاصل ذهن حساس و دقيق ايشان نسبت به دنياي اطرافش است . براي مثال وقتي مي خواهد در مورد كوير ايران فيلمي بسازد ، پنج سال وقت خود را صرف تحقيق درباره آن مي كند . اكثر كتاب هاي ايراني و خارجي را در ايران و اروپا مطالعه مي كند خصوصاٌ آنهايي را كه به موضوع كوير مربوط مي شود . مقالات مختلف را جمع آوري مي كند و چندين سال هم به گوشه و كنار كوير مركزي و كوير لوت مي رود ، با اهالي بومي به گفت و گو مي نشيند ، با دوستان محقق گپ و گفت مي زند و اطلاعات كافي در اين زمينه جمع آوري مي كند . مطالعات گسترده است از معماري تا جانورشناسي تا كيهان شناسي تا توجه به سنت ها و هنرهاي دستي و مسئله آب در زندگي كويرنشينان . اگر چه همه اين موضوعات در فيلم نمي آيد با وجود اين در كليه زمينه ها به جمع آوري اطلاعات دست مي زند . » نقش بندي در ادامه سخن گفت « استاد طياب كه هميشه در صحبت هايش خود را يك كارگزار فرهنگي مي داند و در حوزه هاي مختلفي چون معماري ، موسيقي ، جامعه شناسي ، جغرافيا و تاريخ صاحب نظر است و بسيار موشكافانه به همه اين علوم توجه دارند وا لبته از منظر و رويكردي كه خاص خودش است . اگر چه ايشان سالهاست كه در خارج از ايران و در اروپا زندگي مي كنند و با فرهنگ و تمدن غربي آشنايي مستقيم دارند ولي هرگز مرعوب آن نشده ، از امكانات و توان هاي آنها به خوبي استفاده مي كند و در كارش بهره مي گيرد ولي آثارش بر انديشه اي كه خود باور دارد استوار است . اصالت دارد و فيلمش را براي ذائقه جشنواره يا مسابقه نمي سازد . اهل هياهو و تبليغات هم نيست و مهم برايش كارش است و توجهي به حواشي سينما ندارد .سالهاست كه مي نويسد و دست به قلم است و در هر فرصتي دست به نگارش مي زند. در كنار ساخت فيلم هاي اخيرش كتاب منتشر مي كند . كتاب هايش شبيه سفرنامه هستند ولي نمي شود گفت فقط سفرنامه اند زيرا بسيار مطالب با بياني شيرين از زبان او در اين كتاب ها هست و مكمل فيلم هايي است كه ساخته . آخرين كتابش حاصل 40 سال سفرهايي است كه به خليج فارس و كرانه هاي درياي عمان داشته بنام درياي پارس .» نقش بندي در بخشي از سخنان خود چنين ادامه داد « استاد با روي گشاده اي كه دارند هرگز در انتقال دانش و اطلاعاتشان كم فروشي نمي كنند . هر جا علاقمندي از او پرسش مي كند بدون توجه به سن و سال و يا عمق دانشش سعي مي كند آنچه را كه مي داند به وي انتقال دهد آن هم با زباني ساده و هرگز شنونده اش را بخاطر كم دانشي حقير نمي شمارد بلكه سعي مي كند در او انگيزه ايجاد كند و راه پيش پايش بگذارد تا دانشش را افزون كند و از شگردهاي استاد است كه سعي مي كند گفته هايش نصيحت گونه هم نباشد كه ممكن است تأثير كلامش را كم كند . در اين دوازده سالي كه در بيشتر پروژه ها در كنارشان بودم بسيار آموخته ام نه فقط سينما و عكاسي را بلكه ديدن دنيا را هم. در هنگام كار بسيار پرحوصله ، پرطاقت و پرانرژي است و از هر موضوعي مي تواند براحتي بگذرد الا موضوع كار كه بقول دوست فيلمبردارمان موقع كار يزيد مي شود و تا به آنچه مي خواهد نرسد دست بردار نيست . با كسي به درشتي سخن نمي گويد ولي از خواسته اش هم كم نمي گذارد . چنان مجذوب كار مي شود و گويا كسي دائماٌ بايد ياد آوري كند كه غذايي بايد خورد و يا لختي استراحت به خود و گروه بدهيد . و علاقه مندي استاد به عكاسي و عكس هم از ويژگي هاي خاص وي است زيرا هميشه حتي سر صحنه دوربيني در دست دارد و اگر چند عكاس صحنه هم آنجا باشند ايشان عكس خود را مي گيرد . يكبار پرسيدم با اين همه دوربين عكاسي شما هم عكس مي گيريد در جواب با خنده گفت من يادداشت تصويري جمع مي كنم و چون بعدها با ديدن اين يادداشت ها سر شوق مي آيم و كار تدوين را با لذت انجام مي دهم. استاد هم در كار و در زندگي بسيار منضبط است . اگر به منزل ايشان برويد همه چيز سرجاي خودش و در نهايت تميزي و آراستگي است . اگر با وي همراه شديد يادتان باشد خوش قولي و نظم حتماٌ بايد در كارتان فراموش نشود . دست آخر از ايشان ياد گرفتم كه خوشبختي در آن دوردست ها نيست . اين را بايد در خودت و در جايي كه به آن تعلق داري جستجو كني. »
سخنران بعدي همايون امامي بود كه با پرداختن به تاريخچه سينماي مستند وجوه بارز كارهاي طياب را برشمرد :
« معمولاً رسم بر آنست که در مراسم بزرگداشت، سخنرانان فرصتی می‌یابند تا در جمع، از فردی که مجلس به قصد بزرگ‌داشت او ترتیب یافته است؛ طیق اغراق در پیش گرفته و به شیوه‌ای آکنده از تعارف و بعضاً مداهنه، فرد مورد نظر را به عرش اعلا ببرند. چنین رویکردی علاوه بر آن که در ادای حق مطلب، ناتوان خواهد ماند؛ در جذب و جلب اعتماد مخاطب هم راه به جایی نخواهد برد. چرا که بیش از هرکس دیگر، این مخاطب است که همراه شخص مورد بزرگداشت، از این شیوه‌ی برخورد ناراحت شده و از آن سلب اعتماد کند. بخصوص اگر در ارائه‌ی مطالب،کمی هم جانب اعتدال رعایت نشده باشد. استاد منوچهر طیاب را اما به این گونه برخورد‌ها نیازی نیست. با علم به این حقیقت می‌خواستم در نوبت کوتاهی که به صحبت‌های این نگارنده اختصاص یافته بود؛ حضور او را در دل جریانی که در تاریخ سینمای مستند؛ تحصیل‌کردگان سینما در خارج از ایران به وجود آورده‌اند بجویم؛ و به معرفی بگذارم. می‌خواستم به مخاطبان، بخصوص نسل جوان، نشان دهم بنای رفیع و سترگی که امروزه از آن با عنوان سینمای مستند ایران یاد می شود؛ در چهل و اندی سال پیش که منوچهر طیاب و دیگر بانیان سینمای مستند ایران در ابتدای بنای آن بودند؛ در چه وضعیتی بود. تصور می‌کردم با چنین رویکردی خواهم توانست برابر مخاطبانم، چشم‌اندازی رسم کنم و امکان مقایسه را برای او بوجود بیاورم. لیکن کوتاه و کوتاه‌تر شدن فرصتی که در‌اختیارم قرار داشت؛ آن‌چنان ذهنی مرا بهم ریخت که نتوانستم با حذف و اضافاتی فوری، مطالب مفید و مرتبت‌تری با موضوع بزرگداشت را ارائه نمایم. لذا نوشته‌ی ذیل صورتی دیگری ولی معنایی از آنچه خواهد بود که در ذهن پرورانده بودم. در این نخستین فرصت می‌کوشم شمه‌ای از آنرا به اختصار بیان کرده و توضیحات تفصیلی آنرا به فرصتی دیگر موکول نمایم.
مستند‌سازی در ایران عملاً از فعالیت‌های گروه سیراکیوز آغاز می شود؛ گروهی که بدنبال خلع‌ید از دولت انگلستان در دست‌اندازی و چپاول منابع نفتی ما، از سوی دولت امریکا به ایران گسیل شد تابا نفوذ در دل ایرانیان، جای خالی دولت انگلیس را پر کرده و زمینه را برای تصاحب دریای نفت،‌ فراهم کند. این گروه با نمایش سیار فیلم در روستا‌ها و کمک‌هایی که در زمینه‌های کشاورزی، دامداری و حفظ بهداشت به روستائیان می‌کردند؛ می‌کوشیدند در دل و ذهن آنها چهره‌ای صمیمی و دوست‌داشتنی از آمریکا ترسیم کنند. این گروه بنا به دعوت مرکز تازه‌ تأسیس مرکز سینمایی کل کشور، یا اداره‌ی سمعی‌بصری وزارت فرهنگ و هنر، کلاس‌هایی برپا کردند که در آنها سینما آموزش داده می شد؛ نخستین مستند‌سازان سینمای ایران از این کلاس‌ها بیرون آمدند.
نیروی تأثیرگذار دیگری که در بنانهادن بنای سینمای مستند ایران نقش سترگی دارد؛ ابراهیم گلستانست؛ که باتأسیس کارگاه فیلم گلستان و تولید نخستین فیلم‌های مستند سینمای ایران در حد و اندازه‌های بین‌المللی نقش تاریخی غیر‌قابل انکار خود را در پیشبرد سینما روشنفکرانه‌ی داستانی از یک سو و سینمای مستند جدی و قابل طرح سینمای ایران از سوی دیگر به انجام رساند.
لیکن بنای قابل تأمل سینمای مستند امروز ایران وام‌دار جریان دیگریست؛ که توسط تحصیل‌کردگان سینما در خارج از ایران بنا نهاده شد. جریانی که چهره‌های اصلی آن را فرخ‌غفاری، فریدون رهنما، مصطفی فرزانه، دکتر هوشنگ کاووسی، هژیر داریوش، احمد فاروقی‌قاجار، منوچهر طیاب، کامران شیردل، خسرو سینایی و .. تشکیل می دادند.
در این میان نقش منوچهر طیاب از دیگران پررنگ‌تر است؛ چرا که تنها اوست که به صورتی متمرکز به توسعه و گسترش عملی سینمای مستند ایران همت گماشت. کارنامه‌ی منوچهر طیاب که متجاوز از 90 فیلم در آن دیده می‌شود؛ تنها یک فیلم کوتاه داستانی در خود دارد: سوزنبان(1350)؛ موضوعی که باید آنرا نشانه‌ی تلقی عمیق طیاب از سینمای مستند دانست. سینمای مستند طیاب شاخصه‌های دیگری نیز دارد؛ که به علت ضیق وقت، تنها به صورت اشاره مورد معرفی قرار می‌گیرد؛ باشد که در فرصتی دیگر به تفصیل مورد بررسی قرار گیرد:
- تأکید بر پژوهشی ژرف‌نگر که در تمام آثار منوچهر طیاب به چشم می‌خورد.
- تجربه‌گرایی و آزمودن شیوه‌ةای بیانی تجربه‌ نشده یا کمتر تجربه شده، به ویژه در فیلم‌هایی چون ریتم(1343)، سفال(1342)
- نگاه اجتماعی معترض، آنچنان با تنه زدن به مستند‌های سیاسی به توقیف و تکه‌تکه شدن آنها منجر می‌شود.
- تکیه بر کاربرد درام در تمامی مستند‌ها، بویژه در مستند‌های علمی و مردم‌نگاری که داتاً از سرشتی خشک و غیر‌قابل انعطاف برخوردارند.
- تنوع و تعدد موضوع‌های کار شده به حدی که حوزه‌‌های مختلف علمی، تاریخی، معماری، انسان‌شناسی، هنر‌شناسی، ایران شناسی و غیره را در بر می‌گیرد.
بی‌تردید سینمای مستند منوچهر طیاب، از شاخصه‌‌های دیگری نیز برخوردار است؛ که پرداختن به آن مجال بیشتری می‌طلبد. مایلم این نوشته را با آرزوی سرسبزی و سربلندی استاد منوچهر طیاب به پایان برم. تا سینما و فرهنگ این مرز و بوم دانش و معرفت او را در ساخت امروز و فردای خود بکار گیرد. »
و در ادامه مسعود كازري مدير كتاب خورشيد از چند و چون كار با طياب سخن گفت «

با سلام و ضمن تشكر از دعوت به گردهمايي امروز، سعي مي‌كنم در حد بضاعت شناخت خودم را از آقاي طياب دارم بيان كنم. اين شناخت در طول 10 سال گذشته شكل گرفته است و شروع آن چنين بود كه آقاي طياب يك متن كوتاه را براي انتشار پيشنهاد دادند.
- البته منظورشان تهيه يك جزوة كوچك بود براي دانشجويان كه با مراحل و شرايط ساخت يك فيلم مستند آشنا شوند.
- اين متن، هم فيلمنامه بود و هم پشت صحنه، هم پيشينة تاريخي بود و هم فرهنگ رايج در كوير و شهرهاي حاشية آن
- اين متن به نظر بيش از يك جزوه و در حقيقت چكيدة دانش و تجربة ساليان بود و بنابراين تبديل شد به كتاب همراه باد در دل تنهايي كوير و اين ماجرا مانند سرِنخي راهنماي من شد به مخزن اصلي در پستوي خانة آقاي طياب.
- اين پستو شامل قفسه‌هاي طبقه‌بندي شده‌اي است از عكس، اسلايد، فيلم و يادداشت‌هاي دقيق تاريخي و جغرافيايي و همچنين اطلاعاتي از فرهنگ شفاهي هر منطقه كه در طول 40 – 50 سال گذشته گردآوري شده است.
- نكتة جالب توجه اين است كه موجودي اين پستو عيناً در ذهن آقاي طياب وجود دارد، به همان دقت و با همان طبقه‌بندي. كافي است كه كشويِ مورد نظر را در ذهن باز كنند.
- البته هميشه براي استفاده از اين اطلاعات در مراحل نهايي به پستوي خانه مراجعه مي‌كنند تا چيزي از قلم نيفتاده باشد. شايد اين روش مانند حسابداري دوبل عمل مي‌كند كه تمامي اطلاعات را در دو جا ثبت مي‌كنند.
- و به اين صورت بود كه كم‌كم از طريق اين سرنخ به طرح توليد كتاب، همزمان با فيلم رسيديم به صورتي كه آقاي طياب ايران را به چهار بخش جغرافياي فرهنگي تقسيم‌بندي كردند.
- اين تقسيم‌بندي مرا به ياد يك نقاشي از داوينچي مي‌اندازد كه جهان را از بالا ديده و نقش كرده، در حقيقت او امكان ديدن جهان را از فضا نداشت ولي دانش و تخيل نيرومندش اين امكان را مي‌داد تا جهان را از دايرة يك چشم و از بالا ببيند.
آقاي طياب نيز با همچون دانش و خلاقيتي، تجسمي از جغرافياي فرهنگي ايران ارائه داده‌اند كه شامل اين 4 بخش مي‌شود:
1- خليج فارس و پيرامون آن 2- كوير و شهرهاي حاشية آن
3- زاگرس و پيرامون آن 4- البرز و پيرامون آن
بخش اول اين طرح با عنوان درياي پارس به اجرا رسيد كه همزمان با توليد و نمايش فيلم، كتاب آن نيز توليد و منتشر شد.
لازم به ذكر است كه انتخاب گروه مخاطب به عنوان هدف، سطح واژگان و جملات، نوع نگارش براي رسيدن به ساختار ويژة اين مجموعه، و دستيابي به متن نهايي با دقت و صرف وقت بسيار آقاي طياب و همچنين ياري آقاي اسعد نقشبندي در مراحل، انتخاب و استفاده از عكس‌ها ميسر گشته است.
اميدوار هستم قدم بعدي اين مجموعه تا پايان سال آماده شود و همچنين طرح انتشار 4 بخش جغرافياي فرهنگي ايران در سطحي ساده‌تر به 2 زبان براي استفادة نوجوانان و جوانان ايراني مقيم خارج از كشور تحقق يابد. »
و در پايان منوچهر طياب ضمن تشكر از برگزاركنندگان و نيز سخنرانان فيلم مستند را در حقيقت سندي تصويري خواند و گفت « امروز مي توانيد با استفاده از اين تصوير وقت بگذاريم و كشور خود را به جهانيان بشناسانيم . سينما اين امكان را به ما مي دهد كه نه تنها فرهنگ و جغرافياي ايران را براي خودمان روشن كنيم بلكه مي توانيم وجوه آن را براي اروپاييان و در كل غيرايرانيان نيز روشن كنيم چرا كه ديگر آن نگاه دشمن خو به غيراروپاييان وجود ندارد و امروز اروپاييان مي خواهند بيشتر درباره غير خود بدانند . و ما امروز اين فرصت را داريم كه بتوانيم با استفاده از اين امكان سرزمينمان را به ديگران بشناسانيم و از مشكلات سر راه نترسيم و بكوشيم تا اين مشكلات را تا آن حد كه مي توانيم هموار كنيم . من نود فيلم مستند ساخته ام . اگر قرار بود به خاطر مشكلات از پا درآيم پنج تا فيلم هم نمي ساختم .» طياب در ادامه سخن گفت « من اعتقادي به سينماي داستاني ايران ندارم . به هر حال ما داراي يك سابقه و فرهنگ كهن هستيم و گنجينه اي را در اختيار داريم كه ديگران ندارند. امروز جهان تشنه آشنايي است و اين دهكده كوچك جهاني واقعيت دارد و در خارج از ايران مي بينيم كه چقدر به ايران علاقه مندند . سينما و تلويزيون زباني جهاني اند و سينما زبان خاص خود را پيدا كرده و در واقع انسان به زبان مشتركي دست يافته كه زبان تصوير است . ماجراي فرهنگ جرياني يك سويه نيست ، مثل سنگ نيست بلكه مثل آب است ، سيال است و جاري و تنها رابطه صحيح با ديگران رابطه فرهنگي است . » و سپس ربع ساعتي به پرسش و پاسخ بين حاضرين و منوچهر طياب اختصاص داده شد .





زاون قوكاسيان

عليرضا رئيس دانايي

مسعود كازري

عكس‌ها: سالي بيداروطن

شب های بخارا

tadaneh AT gmail DOT com
Links to this post:
ایجاد یک پیوند