سه‌شنبه، شهریور ۰۶، ۱۳۸۶
شب مرتضي مميز
شب مرتضي مميز شب مرتضي مميز برگزار شد . پنجاه و پنجمين شب مجله بخارا به بهانه زادروز مرتضي مميز به اين گرافيست نامدار ايراني اختصاص داشت كه عصر يكشنبه 4 شهريور ماه در خانه هنرمندان ايران برپا شد و حضور هنرمندان تئاتر و سينما چون نيكي كريمي و استادان هنر گرافيك چشمگير بود و استقبال همگان مسئولان خانه هنرمندان را بر آن داشت تا هر دو تالار خود ، بتهوون و ناصري ، را در اختيار خيل تماشاگران قرار دهند.
علي دهباشي مدير مجله بخارا در آغاز اين مراسم گفت « سالروز تولد زنده ياد مرتضي مميز فرصتي بود براي مجله بخارا كه ضمن اداي دين نسبت به اين استاد گرافيك ايران جمعي از دوستداران ايشان و هنر گرافيك ايران گرد هم آيند.
درباره ويژگي ها و اهميت و جايگاه مرتضي مميز در زمان حياتش و بعد از خاموشي غيرمنتظره او مقالات بسياري نوشته شده است كه حتماٌ ديده و خوانده ايد.
اگر بخواهم فهرستي از آثار مرتضي مميز را فقط برشمارم بايد ساعتي از وقت مجلس امشب را به اين كار اختصاص بدهم . پس ، از اين مباحث درمي گذريم . شايد دوستان سخنران امشب به مناسبت در صحبت هايشان اشاراتي دقيق تر از من نسبت به اهميت مميز در گرافيك ايران ارائه كنند.
چون برگزار كننده مجلس امشب مجله بخاراست بد نيست چند جمله اي درباب مهر و محبت آن زنده ياد در دوران سي سال فعاليت مطبوعاتي ام اشاره كنم.
در جايي گفتم و نوشتم كه مرتضي مميز از بنيان گذاران مجله كلك و بعد بخارا بوده است . بنده تنها سردبير مجله اي بودم كه اين شانس و بخت را داشتم كه بيشترين سال هاي همكاري را در طول انتشار چند نشريه با استاد زنده ياد مميز داشتم . البته ايشان در سه دهه اخير حداقل طراح لوگو و صفحات متجاوز از هجده نشريه و مجله بودند. اما اين همكاري مستمر فقط شانس و اقبال بنده بوده است كه فقط بيست سال آن مربوط به دوران سردبيري ماهنامه كلك و دهسال اخير در بخارا بوده است .
دوستان گرافيست اعم از استاد و دانشجو در مجلس امشب حضور دارند و مي دانند كه استاد در گذشته ما داراي چه ويژگي هايي بوده و اصولاٌ سلوك و رفتار او با مراجعين ، دانشجويان و سفارش دهندگان و اهل مطبوعات چگونه بود . جاذبه هاي وي علاوه بر هنرش در شخصيت او هم بود.
خب همه مي دانيد كه هنرمندي بسيار خوش ذوق بود. نكته ياب و سختگير . شماره اي نبود كه پيش از انتشار مجله و تورقي كوتاه صدا نكند و نگويد معمولاٌ حضوري كه در شماره آينده چه بايد كرد و چه نبايد كرد . و چگونه كاركنيم كه موجب شماتت نباشد . و اگر هم كوتاهي از ما سر مي زد كه بسيار اتفاق مي افتاد بي رحمانه گوشمالي مي داد و به تأكيد مي گفت : گه در شهر آن گونه شايع كردند كه من بد اخلاق و تند خو هستم و گران قيمت . به طوري كه اشخاص با احتياط سراغم مي آيند در صورتيكه اينها نمي فهمند كه من در مقابل شلختگي وادار و اطوار و كارهاي من در آوردي تحمل ندارم و عكس العمل نشان مي دهم.
بارها و بارها بر اين مسأله تأگيد مي ورزيد و بخت با من يار بود كه يك دوره مستمر سي ساله از همكاري صميمانه وي برخوردار بودم و هيچگاه گسستگي ميانمان پيدا نشد.
روزي نبود كه مورد مشورت دهي قرار نگيرد . بنده صدها مورد شاهد بودم. براي ارتقا سطح كار در اين موارد وقت مي گذاشت و چشمان ريزه يابش مسايل را مي كاويد و توضيح مي داد. آن چنان كه گويي كار متعلق به خودش است .
نكته ديگر اينكه زياد مي خواند . نه تنها در رشته خودش كه سر آمد بود بلكه در تمامي زمينه ها كه مربوط به تاريخ و فرهنگ و هنر ايران بود. و اطلاعاتش آن چنان بود كه ويراستاران دايرة المعارف ايرانيكا چندين مدخل مهم در زمينه هنر معاصر ايران را به او سفارش دادند كه به انگليسي منتشر هم شد .
از نظر من راز ماندگاري مميز را در هنر گرافيك ايران و فرهنگ ايراني بايد در تسلط او به هنر و ادبيات و تاريخ ايران جستجو كرد . بي گمان مشاهدات و مطالعات مستمر او در تمامي اين زمينه ها او را در چنان قله اي قرار داده بود كه مي توانست با چشمان هشيارش و تسلطش بر فنون گرافيكي آثاري خلق كند كه تكيه بر دستاوردهاي غني فرهنگ ايران داشت .
مميز به راستي دريافته بود كه استادي در فنون گرافيك نمي تواند منجر به خلق آثاري ماندگار شود . تلفيق با هنر و فرهنگ چند هزارساله اين سرزمين به او امكان آفرينش هنري را در اين سطح والا داد .
و براي ما از دست دادن او ضربه اي جبران ناپذير بود. نام و يادش در كنار ديگر بنيان گذاران مجله كلك و بخارا همچون دكتر غلامحسين يوسفي ، انجوي شيرازي ، عبدالحسين زرين كوب و فريدون مشيري گرامي باد. »
مسعود كيميايي ، فيلسمار برجسته ايراني در ياد و خاطره مرتضي مميز گغت « خيلي سخته از مميز حرف زدن بعد از اين همه سال . تن رفته و حس و اثر مانده . پدر محمد علي ، مادر خانم كوچك ، 1315 تولد در تهران و در سال هايي كه سر هر كوچه و خيابان انفجار بود. مرتضي خيلي زود شروع كرد به ياد گرفتن . يك بار خيلي خوب يادمه در فيلم گوزنها ـ آفيش آن قرار بود ساخته شود. مرتضي آمد و فيلم را ديد و گفت فيلم آزار دهنده اي است و سخت است . يك هفته بعد آمد و آفيش را نشان داد . 36 متر سر در سينما ، زمينه اي سفيد بود كه با مسلسل به اين زمينه شليك شده بود. مرتضي مميز به هيچ وجه سفارش نمي گرفت . اگر مي دانست كارش مي ماند آن كار را انجام مي داد ، فقط با سفارش كار نمي كرد و به همين جهت كارش ماندگار مي شد. بيتي است از احمد رضا احمدي كه مي گويد : من دانسته ام خداحافظي در تنم نبود . »
سخنران بعدي كه از مرتضي مميز ياد كرد ابراهيم حقيقي بود : « خلقيات مرتضي مميز از كارش دور نبود. كارهايش عين خودش بود . اگر شخصيت مستحكمي داشت كارهايش شاهدي است بر استحكام هنر گرافيك ايران . از مشاهير ايراني و خارجي كه تصوير كرده مي توان به راحتي به شخصيت خود مميز در پشت اين تصاوير دست يافت . او در پي يافتم تصاويري اصلي شخصيت ها بود . هيچ شخصيتي را شبيه ديگري ترسيم نمي كرد. » وي افزود « او محتواي ادبي را به تصوير تبديل مي كرد همانطور كه از مفهوم يك فيلم تصوير مي ساخت . وقتي كه پدرم بيمار شد و او را به بيمارستان بردند و عصر آن روز ديگر برنگشت آن روز مفهوم اين عبارت را كه مي گويند خدا سايه بزرگي را از سر ما كم نكند فهميدم . اين درد را پس از مرگ مميز نيز حس كردم . او يك تنه درد و مشكلات دوستانش را مي فهميد و در پي حل آنها برمي آمد.
آرمان و ايمانش آينده گرافيك ايران بود كه نسل هاي آتي از آن سود ببرند و امروز مي بينيم كه انجمن گرافيك ايران 700ـ 600 عضو دارد و اين همه مورد استقبال و اقبال جوان ها واقع مي شود ، او اين همه را از پيش مي ديد . ... اگر امروز هنر گرافيك ايران در جهان شناخته شده است بخشي از آن ثمره تلاش هاي او بود . او بازكننده راه بود. هميشه مي گفت كه گرافيك نبايد از هيچ هنر ديگري عقب بماند. »
پس از آن مصطفي اسداللهي ، استاد دانشگاه از خاطراتش با مرتضي مميز سخن گفت . از اينكه در حقيقت همان صراحتي كه در آثار گرافيكي مميز وجود دارد در نوشته هايش نيز به چشم مي خورد و نوشته اي از مميز را درباره كامبيز درمبخش براي حاضرين خواند.
در ادامه خانم آريانا بركشلي به همين مناسبت قطعاتي از باخ را با پيانو نواخت و در پايان فيلمي مستند از مرتضي مميز به نمايش درآمد . اين فيلم كاري بود از مصطفي رزاق كريمي با همكاري فرهاد ورهرام و شهروز نظري كه براي اولين بار نمايش داده مي شد.

شب مرتضي مميز

شب مرتضي مميز

شب مرتضي مميز

شب مرتضي مميز

شب مرتضي مميز

شب مرتضي مميز

شب مرتضي مميز

شب مرتضي مميز

شب مرتضي مميز
عکس‌ها: جواد آتشباری
شب‌های بخارا

tadaneh AT gmail DOT com
Links to this post:
ایجاد یک پیوند