چهارشنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۸۶
شب "شاعر شلمرود" برگزار شد
پنجاهمين شب از شب هاي مجله بخارا با اختصاص به منوچهر احترامي ، عصر روز سه شنبه دوم مرداد در تالار ناصري خانه هنرمندان ايران برگزار شد . آغاز سخن با علي دهباشي بود كه چنين گفت :
« برای مجله بخارا امشب شب خجسته‌ایی است. پنجاهمین شب بخارا یک مقطع از تلاش‌های ما در برگزاری شب‌هایی است در زمینه‌های گوناگون فرهنگی، هنری و ادبی برگزار کردیم. ما خود را محدود به یک موضوع نکردیم. تلاش کردیم در عین بومی‌بودن جهانی نیز بیندیشیم. اگر شب هانا آرنت را برگزار کردیم شب ابن عربی را هم با سطح بسیار بالا شاهدش بودید.
در زمینه سینما در عرصه جهانی شب‌های بونوئل، فاسبیندر را در کنار شب بیضایی برگزار کردیم.
در زمینه شعر ما شب‌هایی را برای قله‌های شعر ایران همچون سعدی، مولانا و بهار داشتیم در عرصه جهانی شعر شب‌هایی را برای محمود درویش، ژاک پره‌ور، آنا آخماتووا، نونوژودیس و تاگور برگزار کردیم. همین طور در سایر زمینه‌ها.
حرکت فرهنگی بخارا در عرصه جهانی تا آنجا پیش رفت که همزمان با شب امبراتواکو ویژه نامه‌ایی را منتشر کردیم با یادداشت نویسنده که در سختگیری او در ارتباطش آشنا هستید.
اگر بخواهم فهرست عناوین پنجاه شب را در اینجا برشمارم وقت جلسه گرفته می‌شود. اما بپردازیم به شب استاد منوچهر احترامی‌که این شب از جمله به اشاره و هدایت دوستان عزیزم آقایان جلال سمیعی و رضا طهماسب ساکی شکل گرفت.
امشب شب بزرگداشت مردی است که تازگی‌ها 66 سالگی را هم پشت سرگذاشته اما کودک بازیگوشی در او هست به نام « حسنی» که مشهورتر از اوست!
منوچهر احترامی‌را باید از بزرگان دو عرصه‌ی دشوار طنز آوری و ادبیات کودکان دانست دو عرصه از هنر نوشتاری که پایه و مایه بسیاری از عرصه‌های دیگر رسانه ای و هنری هستند و اگرچه پر مخاطب اند اماگرفتاری‌های زیادی هم دارند.
احترامی‌متولد 1320 در تهران است او در مدارس مروی و دارالفنون تحصیل کرده و از دانشکده‌ی حقوق دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده است طنزنویسی را به شکل جدی از هفده سالگی یعنی همزمان با آغاز سومین و آخرین دوره انتشار هفته نامه طنز توفیق، با این نشریه آغاز کرده است و برای تهران مصور و فردوسی هم طنز نوشته. پس از انقلاب نیز از ابتدای فعالیت موسسه گل آقا و دفتر طنز حوزه هنری با آنها هم کاری نزدیک داشته ودارد. احترامی‌همچنین در دهه‌ی پنجاه برای برنامه‌ی چهل و هشت ساعته‌ی رادیو طنز و نمایش‌های کوتاه می‌نوشت و با رادیو و تلویزیون فعلی هم همکاری گسترده ای درعرصه طنز و کودکان داشته و دارد.
اما ویژگی بارز او که از دارالفنون دیپلم ادبی و از دانشگاه لیسانس حقوق و لیسانس قضایی گرفته و درمرکز آمار ایران هم کارمندی عالی رتبه و موثر بوده و هست احاطه‌ی کم نظیر وی به ادبیات ایرانی قدیم و جدید و نیز ادبیات جهان است تنوع آثار او در زمینه‌ی طنز و کودکان چشم گیر است. احترامی‌نزدیک به پنجاه کتاب برای کودکان نوشته است که بخشی از آنها ترجمه اند چند کتاب از او مانند «حسنی نگو یه دسته گل» و کتاب‌های شبیه به آن که از سال 61 تا به امروز بیش از چهل بار و در مجموع تیراژ میلیونی تجدید چاپ شده اند هنوز هم دل کودکان و بزرگترهایشان راتسخیر کرده اند؛ هنوز با الگویی که او بیست وپنج سال پیش برای کودکان کتاب ساخت، خیلی‌ها کتاب می‌سازند، اما حسنی کوچک احترامی، هنوز از پرفروش ترین کتاب‌های ایران است؛ کودکانی که از دهه‌ی شصت آن اشعار را از بر دارند برای کودکان امروز آنها را می‌خوانند تاخود نیز کودکی کنند.
احترامی‌در طنز هم صاحب آثاری گران قدر در قالب‌ها و موضوعات متنوع است؛ احاطهی او بر شعر و نثر قدیم وجدید، و نگاه نقادانه و پژوهشگرانه‌ي او به ادبیات طنز، وی را هم در عرصه‌ی آفرینش آثار طنز و هم در پژوهش و نقد روش مند طنز قدیم و امروز ممتاز و دست نیافتنی می‌کند. او سال هاست که داور بسیاری از جشنواره‌های طنز و کودکان است و طنز را تدریس می‌کند.
تازگی همیشگی نگاه او به اتفاقات روز ادبیات و به ویژه طنز ، و شیوه زندگی ساده و مفید او سبب شده است تا اگرچه به گردآوری و چاپ مجموعه آثارش تمایلی ندارد، اما مجموعه ای از حکایات او در هفته نامه گل آقا با نام « جامع الحکایات» و پژوهش طنز در ادبیات تعزیه منتشر شود، مقالات او درباره طنز در سالنامه‌های گل آقا و مجموعه‌های «کتاب طنز» از دفتر طنز حوزه هنری بخش کوچکی از آثار متنوع او درباره ادبیات طنز هستند.
منوچهر احترامی‌اگرچه ازدواج نکرده است اما سالهاست فرزندان بیشماری دارد که با نوشته‌های او خندیده‌اند، گریسته‌اند، زندگی را زیسته‌اند و هنوز هم، مثل همان پیرمردی که به گفته خود او کتاب حسنی اش را برای خود خریده زمزمه می‌کند: توی ده شلمرود، حسنی تک و تنها بود ... »
سپس در فيلمي كوتاه منوجهر احترامي و شيوه كار او به نمايش در آمد و پس از آن رويا صدر، روزنامه نگار و طنزنويس ، به عنوان سخنران بعدي كفت : « من از نسلي هستم كه در دوره نوجواني و جواني با دو برداشت و تلقي غالب از طنز روبرو بود ، يكي حريان نگاه تفنني به طنز ، و آن را در ترادف با فكاه ه و قزل قرار دادن و جريان ديگر ، نگاه كاركردگرايانه به طنز و طنز نويس را در هيأت يك پيامبر ، واعظ ، تخريبچي يا حداقل يك مصلح اجتماعي ديدن.
در كنار اين دو جريان فراگير و كمابيش حاكم ، نگاه ديگري نيز وجود داشت ، اگر چه محدود بود ( چرا كه در فضاي ملتهب دوره نوجواني و جواني ما ، در بحبوحه هياهوي سياست بازان و سياست سازان ، به روشني به چشم نمي آمد ) اين جريان سوم ، طنز را فراتر از تفنن مي ديد ، از آن تلقي اثر ادبي داشت ، و برخورداري از جوهره هنري را شاخصه اثر طنز ( مثل هر اثر ادبي ديگري ) مي دانست . نسل ما اين شانس را داشت كه در محضر چهره هايي شاخص از اين جريان ، بازنگري به طنز داشته باشد و به شناسايي دوباره آن دست زند.
منوچهر احترامي ، استاد مسلم اين عرصه است ، با نگاهي عميق ، نوجو و جستجوگر در طنز زمانه ما و دوره معاصر . آقاي احترامي به ما و نسل ما نشان دادند كه چگونه مي شد حتي در دوره التهاب ، طنز ژورناليستي نوشت ولي به دام روزمرگي ژورناليسم گرفتار نشد . سهل انگاري در انتخاب قالب و زبان به خرج نداد ، زبان فاخر به كار برد ، متين و قوي نوشت ، آن چنان كه در آثار نظم و نثر خود در نشريه آهنگر ، فردوسي ، در رفتگر و در تذكره نويسي ها و ديگر آثار نظم و نثر خود در بامداد در ابتداي انقلاب به كار بردند و بعد ها اين مشي را در نشريات گل آقا ادامه دادند. ... صدر در ادامه سخنان خود افزود « ايشان به ما آموختند چگونه مي توان ميان زبان امروز و ديروز پل زد و دنيايي نو خلق كرد ، دنيايي شگفت ، حاصل از درهم آميختن ديروز و امروز ، آن چنان ممزوج و جدا ناشدني كه زمان گويي در آن گم شده است ... طنز احترامي صادق و صميمي است ، معصوم است و خردمندانه ، در كار آفرينشي دنيايي كه تجلي بخشش ، رواداري و وسعت روح يك طنزنويس است . طنز نويسي كه در آثار تراژيك ـ كمدي داستانيش ، به شدت ، خودش است . »
سپس اسماعيل اميني از آشنايي با منوچهر احترامي و سال ها كار وي در نشريات مختلف سخن گفت و به دنبال آن گيتي صفرزاده سردبير ماهنامه گل آقا در گفتاري با نوان چند تصوير دور و نزديك درباره ويژگي هاي وي چنين گفت « تصوير اول «: 13-12 قبل در اولين حضورهايم در دفتر مجله گل آقا با منوچهر احترامي آشنا شدم . مي دانستم كه طنزنويس با سابقه و توانايي است . همان روزها ، يكي از همكاران كتاب حسني نگو يه دسته گل را از كيفش درآورد و با اشتياق برد تا احترامي امضاء كند . تعجب كردم . فكر نمي كردم اين 2 نويسنده يكي باشند فكر نمي كردم قلم يك نويسنده آنقدر چرخش و نرمش داشته باشد كه بتواند از نمونه اي چون جامعه الحكايات با آنهم لايه و نماد و تسلط ادبي به نمونه اي چون حسني با آن همه رواني و سادگي و شيريني در جولان باشد و سال هاي بعد در ابداع و نوشتار صفحه بچه ها من هم بازي در مجله بچه ها ـ گل آقا . نمونه اي از اين سادگي دنياي كودكانه آميخته با طنز و ظرافت و شيريني را باز نشانمان داد.
تصوير دوم : چند سال بعد در شرايطي بودم كه به همراه بازتابها و اظهارنظرهاي خوانندگان گل آقا دسترسي داشتم . نظرات ، تماس ها و نامه هايي كه مي رسيد هر كدام نشان دهنده توجه و علاقه مردم به يك نويسنده يا يك نوع نگاه و زبان بود . به قول كيومرث صابري هفته نامه گل آقا مثل سوپرماركتي بود كه هر كس جنس مورد علاقه اش را در آن پيدا مي كرد اما در ميان همه اين نوع سليقه ها ، آثار احترامي از معدود آثاري بود كه همه نوع خواننده و علاقه مند داشت ، از پير گرفته تا جوان ، تحصيلگرده تا عامي ، مسئولان رده بالاي حكومتي تا مردم كوچه و بازار ، همه مي خواندند ، خوششان مي آمد و به زعم خود معنايي مي گرفتند.
تصوير سوم : چندين سال بعد جرياني در طنزنويسي پديد آمد كه صراحت را مي پسنديد هر كس بلندتر فرياد مي كشيد ، خود را موفق تر مي دانست . اما احترامي همچنان همان فرياد بي صدا بود ، طنزنويسي اش هنر و رندي بود. تندترين انتقادات ، عميق ترين مفاهيم ، بيشترين گلايه ها را با رندي طنزنويسي مي گفت ، با ايجاز ، نماد و نشانه . به همين علت است كه آن فريادها خاموش شدند اما احترامي هنوز مي گويد .
در تنوع انواع قالب ها و نمونه هايي كه مي نويسد آنچه بيش از همه شگفت زده ام مي كند ، فراتر از تسلط به ادبيات و فولكلور و تاريخ و استادي در هنز طنر ، در جريان زمان بودن است . چه صحبت از جديدترين تكنولوژي وارداتي باشد ، چه تغيير زبان و اصطلاحات جوانان و چه كوچكترين تغييرات فرهنگي يا معيشتي مردم كوچه و بازار ، همه را مي بيند ، مي شناسد و در مطالبش انعكاس مي دهد. از آميختن و آموختن پروايي ندارد . هيچ جوان علاقه مند و مشتاق را نديدم كه امكاس تماس ، گفتگو و بهره گيري از معاشرت و دانش او را پيدا نكند . هميشه در دسترس بودن او نعمتي براي ما جوان ترهاست كه البته زحمتي براي اوست كه با احترام و متانت تحمل مي كند .
تصوير آخر : همين چند روز قبل . ظهر تابستان براي كاري احترامي را به دفتر مجله گل آقا كشانديم . وقتي چهره آفتاب خورده و خيس از عرق ايشان را ديدم با شرمندگي گفتم بايد يك ماشين كولر دار فراهم مي كرديم تا شما را به اينجا بياورد . جواب داد : احتياجي نيست . من خودم دوست دارم با وسايل نقليه عمومي هر جا بروم و با راننده و سواره و پياده حرف بزنم. اگر غير از اين باشد آدم زود مي ميرد. گمان مي كنم اين است راز ماندگاري و تازگي استاد احترامي . »
در اين مراسم كامبيز درمبخش از آشنايي خود با منوچهر احترامي در مجله توفيق حكايت كرد و نيز هوشنگ مرادي كرماني در قصه اي طنز آميز با شوخي و كنايه با منوجهر احترامي سخن گفت و پس از آن سيد عبدالجواد موسوي از حوزه هنري در خصوص منوچهر احترامي و شيوه طنزپردازي و زبان ساده و در عين حال فاخر او در طنز سخن راند و در ادامه غلامعلي لطيفي به عنوان يار ديرين احترامي و همگام و همراه او چه در توفيق و چه در نشريات ديگر و نيز تصويرساز كتاب هاي كودكان از خاطرات خود و روزگار سپري شده اش با منوچهر احترامي روايت كرد و در پايان لوحي يادبود به همراه تصويري از احترامي از طرف موسسه گل آقا و حوزه هنري به وي اهدا شد و احترامي نيز ضمن تشكر از همه به خواست حاضرين كتاب حسني نگو يه دسته گل را براي تماشاگران خواند.












عکس‌ها: جواد آتشباری
شب‌های بخارا ... اینجا

tadaneh AT gmail DOT com
Links to this post:
ایجاد یک پیوند