دوشنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۶
شب "تنديس" برگزار شد
tandis مجله بخارا در ادامه شب هاي خود ، به مناسبت يكصدمين شماره نشريه تنديس ، عصر روز يكشنبه 20 خرداد ماه در تالار ناصري خانه هنرمندان مراسمي را با همين عنوان برگزار كرد كه در آغاز اين مراسم پس از پخش فيلمي كوتاه از مجله تنديس ، علي دهباشي گفت :
« چهل و سومين شب از شب هاي مجله بخارا را آغاز مي كنيم . امشب به مناسبت انتشار صدمين شماره نشريه تنديس در آغاز پنجمين سال انتشار آن برگزار مي شود. بخارا تا كنون در حوزه تجليل از همكاران مطبوعاتي جشن دهمين سال انتشار فصل نامه « زنده رود » ، جشن آغاز هفدهمين سال انتشار نشريه « مترجم » و آغاز دومين سال انتشار ماهنامه « نشاني » را برگزار كرده است .
در تمامي مواردي كه ذكر شد ، انگيزه بخارا اداي ديني بوده است نسبت به خدمات فرهنگي همكاران خود در نشريه اي در اصفهان يا مشهد . براي بخارا ارزش هاي فرهنگي و مطبوعاتي اهميت داشته است و از اين به خود مي بالد كه مي تواند در تجليل از همكاران مطبوعاتي پيشگام باشد .
« تنديس » اولين تجربه مطبوعاتي در حوزه هنرهاي تجسمي است كه از ابتدا فاصله زماني انتشار خود را هفتگي اعلام كرد و از آن جا كه اين زمان بندي با شرايط فرهنگي هماهنگي نداشت پس از 25 شماره ترتيب انتشار آن رسماٌ به دو هفته نامه تغيير پيدا كرد و از آن پس به طور منظم و هر سال 25 شماره به دست مخاطبين خود رسانده است .
با نگاهي آماري به تنديس بايد گفت به جز نقدها و يادداشت‌هايي كه بر نمايشگاه‌هاي هنري تجسمي نوشته شده، بيشترين مطالب در ميان شاخه‌هاي هنرهاي تجسمي با 146 نوشته به نقاشي اختصاص دارد. گرافيك، مجسمه‌سازي، عكاسي، هنر جديد و طراحي نيز به ترتيب با اعداد 130، 126، 116، 87 و 74 در رديف‌هاي پس از نقاشي از نظر تعداد مطالب نگارش شده هستند.
تنديس طي صد شماره توانسته است، 49 هنرمند مجسمه‌ساز، 29 هنرمند عكاس، 35 هنرمند نقاش، 28 هنرمند در هنر جديد، 21 طراح و 27 گرافيست خارجي را به خوانندگانش معرفي كند. در اين خصوص تعداد هنرمندان در حوزه مجسمه در شرايطي كه به نظر مي‌رسد بيشترين توجه نشريه به هنر نقاشي بوده است، قابل تأمل است. همچنين معرفي هنرمندان طراح به نظر يكي از مواردي است كه در ميان نشريات داخلي، تنديس در آن پيشرو بوده است.
نكته ديگر اين‌كه، تنديس تقريباً از اولين شماره‌هايش و با توجه به فقدان اطلاعات اين رويكرد را در خصوص معرفي هنرمندان خارجي داشته‌ است. اما اين در حالي‌ است كه پرداختن به شيوه كار و زندگي هنرمندان داخلي را به طور جدي و سلسله‌وار از شماره 34 نشريه در سال دوم، با «طراحان معاصر ايران» آغاز شد، كه ماحصل آن معرفي 17 هنرمند مي‌باشد.
معرفي 190 هنرمند خارجي در طي صد شماره شايد بيش از آن‌چه توقع مي‌رفت، باشد اما شايد به نظر عده‌اي قياس آن با تعداد 72 معرفي هنرمند داخلي اين‌طور مي‌نماياند كه تنديس هم مثل آن‌چه در دانشگاه‌ها تدريس مي‌شود رويكردش بيشتر به خارج از مرزها است و بيشتر به هنرمندان خارجي پرداخته است.
اما اين نكته را نبايد ناديده گرفت كه تنديس، به هرحال يك نشريه است و نه كتابي كه تدريس مي‌شود و مطمئناً تعداد هنرمندان خارجي كه بايد آن‌ها را شناخت و در موردشان بيشتر دانست، در كل كشورها خيلي بيشتر از هنرمندان داخلي است.
طي اين چهار سال گهگاه مطالبي به صورت اختصاص در حوزه چاپ دستي، كاريكاتور، تصويرسازي، هنرهاي سنتي و ميراث فرهنگي درج شده است كه البته تعداد آ‌ن‌‌ها به جز هنرهاي سنتي با 31 مطلب، گوياي كم كاري در اين زمينه‌ها است.
جدا از گزارش‌هاي نشريه كه به مسايل و وقايع تجسمي روز در كشورمان پرداخته، بخش «تقويم تجسمي» تنديس كه به درج مطالبي از هنرمندان و اتفاقات تجسمي سال‌هاي گذشته، همزمان با تاريخ انتشار مجله مي‌پردازد، فعاليت ديگريست كه مخاطبين بسيار دارد. اين بخش از آبان‌ماه سال گذشته از شماره 87، صفحه‌اي مجزا را به خود اختصاص داده است.
بخش «جشنواره‌هاي بين‌المللي« در كنار «گزارش و تقويم تجسمي» بخش مكملي است تا به روز بودن نشريه را تقويت كند. اين صفحه نيز، كه در آن به توضيح رويدادهاي يك جشنواره همراه با معرفي هنرمندان شركت كننده مي‌پردازد، از شماره 88 به نشريه اضافه شده است.
براساس يك فرضيه نه چندان قابل اعتنا و شايد ابطال‌پذير كه كثيري از هنرمندان ايراني مقيم اروپا و آمريكا آن را اعلام و بسياري ديگر بر آن صحه گذاشته‌اند، تنديس تنها دوهفته‌نامه تخصصي هنرهاي تجسمي معاصر است. البته در ادامه اين فرضيه مي‌توان گفت كه بي‌گمان هستند ماهنامه‌هايي كه چندين برابر نشريه نحيف تنديس قطر دارند و با نگاهي تخصصي‌تر مثلاً تنها در شاخه گرافيك يا عكاسي، كار خود را دنبال مي‌كنند و يا هستند هفته‌نامه‌هايي كه به صورت لايي در روزنامه‌هاي كثيرالانتشار خارجي به چاپ مي‌رسند اما دو هفته‌نامه‌ايي كه هويت مستقل داشته باشد، ظاهراً وجود ندارد.
بديهي است ذكر اين ادعا پيش از آن‌كه تفاخري را به دنبال داشته باشد، مويد نياز، استعداد و يا پتانسيلي است كه در كشور ما وجود داشته و دارد و تنديس نيز ماحصل آن‌ است.
تنديس در طي اين سال‌ها مباحث متفاوتي را در دل خود پرورانده است كه عكاسي، نقاشي، مجسمه، گرافيك، طراحي، هنر جديد، هنرهاي سنتي، تصويرسازي، كاريكاتور از آن جمله‌اند كه در ادامه به جزييات بيشتري اشاره خواهد شد.»
سپس حسن حامدي سردبير « تنديس » با تشكر از مجله بخارا در برگزاري چنين مراسمي اظهار اميدواري كرد كه اي كاش در شرايط دشوار امروز كه به فرهنگ كمتر پرداخته مي شود ، نشريات بيشتري مي توانست منتشر شود و مخاطبين بيشتري را نيز به خود مي خواند و از تمام كساني كه بي هيچ چشمداشتي در اين پنج سال همراه تنديس بودند و به حيات ادبي اين نشريه ياري رساندند سپاسگزاري كرد.
پس از آن آيدين آغداشلو اظهار داشت « براي من نهايت افتخار است كه در جمع دوستان باشم و چند جمله من باب همدلي عرض كنم. و اميدوارم اين چند كلمه از معنايي حكايت كند كه معناي مشترك همه ما باشد . در اينجا به دو نكته اصلي به عنوان دو مطلب محوري اشاره مي كنم . در وهله اول مجله تنديس مجله مهمي است و قبل از آنكه مهم باشد مجله لازمي است . اگر به تاريخ نشر در باب هنرهاي تجسمي نگاه كنيم ، مي بينيم كه انتشار يك مجله در اين خصوص چه كار عظيمي است . از همان آغاز آن را مي خريدم و امروز نيز خواننده آن هستم . در كنار آموزنده بودن مطالب آن ، حس مداومت و مقاومت آن برايم شگفت انگيز بوده . عمر چنين مجله هايي زياد نيست . هيچكدام عمر زيادي نداشته اند . حتي مجله « خروس جنگي » ( اولين مجله مطرح در عرصه مدرنيسم ) چندان دوام نياورد.» و در ادامه افزود « اهميت چنين مجله اي به وجود آوردن نسلي از اهل قلم است . تا وقتي نشرياتي مثل تنديس نداشته باشيم نمي توانيم اهل قلم و ناقديني را در اين زمينه داشته باشيم . اهميت مجله در اين است كه بر عكس روزنامه ها كه روزانه منتشر مي شوند و از ياد مي روند مجله اين امكان را دارد كه مي شود آن را جلد كرد و نگهش داشت . هنر جديد عرصه بسيار گسترده اي دارد . به همه چيز امكان حضور مي دهد . هيچ چيز در آن محدود نيست . وقتي چنين است كار منقد دشوار مي شود . » و سپس ادامه داد « آرزو مي كنم كه مجله تنديس در جاهايي پخش شود كه هنوز باب نقد و تحليل باز نشده . چنين مچله اي نه تنها براي مخاطبين خود توضيح مي دهد در جهان چه مي گذرد بلكه راه تميز كپي را از اصل فراهم مي كند و من آنها را تحسين مي كنم و همينطور اين آزاد انديشي را در گردانندگان اين مجله مي ستايم و مي خواهم به خودمان بگويم كه كمتر اهل دسته بندي باشيم و به دنبال حقيقت برويم و بكوشيم تا درخت فرهنگ تن آورتر شود. »
و دكتر جواد مجابي ضمن سلام و تبريك به گردانندگان مجله تنديس كه توانسته اند يك نشريه فرهنگي اصيل را تا شماره صد ادامه بدهند و با اميد به آنكه هزارمين شماره را دربياورند ، اظهار داشت « هنر در درجه اول يك لذت ذهني است و هنرمند از ذهن خودش به مخاطب پل مي بندد و جز همدلي چيزي نمي خواهد . اما بي اعتنايي خلايق و بي اعتنايي سياست گذاران دولتي همواره باعث رنجش نقاشان و هنرمندان تجسمي شده است . ... حدود هشتاد سال است كه ما نقاشي مدرن داريم . صدها نفر در اين زمينه در مطبوعات كار كرده اند و مطلب نوشته اند اما هنوز در هنگام برگزاري نمايشگاه هاي نقاشي همان سي چهل نفري مي آيند كه 50ـ 40 سال پيش مي آمدند. »
و در ادامه ياد آور شد « كه از اولين نشريه ها در اين زمينه مي توان به « خروس جنگي » اشاره كرد كه كمي افراطي بودند و به سنت حمله مي كردند بي آنكه آن را به درستي بشناسند . نوآوري را تمجيد مي كردند بي آنكه آن را به درستي تعريف كنند . اما به هر حال پايه خوبي بودند. بعد مجله « نقش و نگار » بود كه وزارت فرهنگ و هنر آن زمان در مي آورد به سردبيري خانم سيمين دانشور كه دنبال فكر ايراني و تكنيك غربي بود كه به هر حال ناكام ماند.
بعد مجله « هنر و مردم » بود كه خيلي خوب كار كرد و كساني چون يحيي ذكاء و دكتر سمسار در آن كار مي كردند و بخشي از نقاشي عصر قاجار را به ما شناساندند. و بعد در اين سال ها « طاووس » ، « تنديس » و « حرفه هنرمند » و به نظر من دوره تازه اي شروع شده است .
در جايي كه فضاي فرهنگي پويا وجود ندارد پايمردي عده اي كه به صرف آرمان هاي اصيل خودشان كوشش مي كنند نشريه اي را ادامه بدهند و به صد شماره برسانند چيزي شبيه معجزه است . » و در پايان از منتقديني نام برد كه خود نقاش و هنرمند بودند و نيز منتقديني كه از شاخه هاي ديگر آمدند ولي به هنرهاي تجسمي علاقمند بودند. كساني چون آقاي جليل ضياء پور ، منصوره حسيني ، روئين پاكباز ، قره باغي ، آيدين آغداشلو و نيز خانم سيمين دانشور ، احسان يارشاطر ، رضا جرجاني ، نجف دريابندري ، نادر نادرپور و صوراسرافيل ... و با اين اميد كه به يك نوع اتحاد فرهنگي برسيم سخنان خود را به پايان برد. »
و شهلا پور از خاطرات خود به هنگام جواني گفت و اينكه دلش مي خواست درباره نقاشي بداند و مطالبي را در مجله سخن به نقل از احسان يار شاطر مي خواند و سپس مجله نقش و نگار و بعد مجله هاي ديگري را كه به موضوع هنرهاي تجسمي مي پرداختند كه متأسفانه تعداشان اندك بود و امروز مجله تنديس به عنوان سردمدار چنين مجله اي راه خود را باز كرده و مخاطبين خود را نيز يافته است . و به همين مناسبت به دست اندركاران اين مجله تبريك گفت .
در پايان جوايزي به طراحان جلد صدمين شماره تنديس اعطا شد . 1) لوح افتخار و تنديس مسابقه و يك عدد سكه نيم بهار آزادي و يكسال اشتراك مجله تنديس به خانم روشنك ناطقي پور 2 ) لوح افتخار و تنديس مسابقه و يك عدد سكه ربع بهار آزادي و يكسال اشتراك مجله تنديس به آقاي محمود درويشي .

tandis

tandis

tandis

tandis

tandis

tandis

tandis

tandis
عکس‌ها: جواد آتشباری
شب‌های بخارا ... اینجا

tadaneh AT gmail DOT com
Links to this post:
ایجاد یک پیوند