چهارشنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۶
شب "آخماتووا" برگزار شد
آنا آخماتووا مجله بخارا عصر روز سه شنبه 22 خرداد ماه « شب آنا آخماتووا » را با همكاري نشر چشمه برگزار كرد .
اين شب با سخنان علي دهباشي آغاز شد :
« چهل و چهارمين شب از شب هاي مجله بخارا را آغاز مي كنيم . امشب را با همكاري نشر چشمه ، ناشر « گزينه شعرهاي عاشقانه » آنا آخماتووا كه با ترجمه آقاي احمد پوري منتشر شده است برگزار مي كنيم .
مجله بخارا پيش از اين در زمينه معرفي چهره هاي برچسته شعر چهان شب هايي را برگزار كرده است. شب هايي براي شاعراني همچون رابيندرانات تاگور ، ژاك پروه ور و اوسيپ ماندلشتام . امشب نيز به مناسبت سالروز تولد شاعره بزرگ روس شب آنا آخماتووا را برگزار مي كنيم .
آخماتووا بدون ترديد از شاعران بزرگ روس به شمار مي آيد . آخماتووا در يازدهم ژون در شهر اودسا در خانواده يك مهندس نيروي دريايي متولد مي شود. نخستين شعر خود را در دوران دبستان مي سرايد و نخستين شعري كه از او چاپ مي شود پس از دوران دبيرستان است . در سال 1920 با گوميلف شاعر ازدواج مي كند و به پاريس سفر مي كنند. در سال 1921 شوهرش به اتهام فعاليت هاي ضد انقلابي به دستور استالين اعدام مي شود . در اين سالها آخماتووا دو مجموعه شعر منتشر مي كند و به مطالعه در آثار پوشكين مي پردازد كه حاصلش چندين مقاله درباره پوشكين است . و در اين سال ها فرزند او را چندين بار بازداشت مي كنند. در سال 1946 از شوراي نويسندگان روسيه اخراج مي شود. رفقا ديگر متوجه شده بودن كه آخماتووا به آرمان هاي رفيق استالين پايبند نيست. با اين آخماتووا موفق شد از دوره مخوف « محاكمات بزرگ » جان سالم به در ببرد.
اشعار آخماتووا بيش از سي سال در اتحاد شوروي ممنوع بود. تا نيمه دهمه 1950 بسياري از مردم داخل و خارج كشور حتي نمي دانستند كه او هنوز زنده است . هيچ سردبيري جرأت نداشت آثار او را براي چاپ و نشر بپذيرد. او همانند بسياري ديگر از نويسندگان آن دوره به نوشتن ادامه مي داد منتهي براي « كشوي ميزش » . بعد از اخراج آخماتووا از اتحاديه نويسندگان روسيه از مزاياي ضروري اجتماعي نيز محروم شد. در 1949 پسرش دوبار دستگير شد و به 15 سال تبعيد و كار اجباري محكوم شد.
آخماتووا با همكاري شش شاعر ديگر كه عبارت بودند از همسرش گوميلوف ، سرگي گورودتسكي ، اسيپ ماندلشتام و دو شاعر ديگر گروه « آكمه ايسم » را به وجود آوردند . اين گروه اثر عميقي بر شعر روسيه گذاشت . اين گروه مورد حمله قرار گرفت و دولت از آن به عنوان » ادبيات اشراف و زمينداران » ياد كرد ولي ماندلشتام با شهامتي كه جانش را بر سر آن گذاشت در سال 1937 اعلام داشت كه آكمه ايسم « حسرت فرهنگ جهاني » است . سردمدار حمله به اين گروه ژدانف بود . آخماتووا در محاصره ژدانف و مأمورين استالين شعر قرار مي كيرد . شعر « ركوييم » حاصل اين دوران است كه به بهانه يورش به خانه و بازداشت و حبس فرزندش سروده شده است . اين شعر بلند مرثيه اي است در احوال مادراني كه در عزاي پسران خود نشسته اند.
در سال 1964 دانشگاه آكسفورد دكتراي افتخاري به آخماتووا مي دهد و همچنين جايزه اي در ايتاليا به او تعلق مي گيرد و سرانجام در پنجم مارس 1966 آنا آخماتووا در بيمارستاني در حوالي مسكو چشم از جهان فرو مي بندد و در لنينگراد به خاك سپرده مي شود. »
پس از آن فيلم مستندي با معرفي و ترجمه فرزانه قوجلو به نمايش درآمد. اين فيلم كه توسط « فانتن هاوس ـ موزه آخماتووا » در روسيه ساخته شده به تاريخچه قصر فانتن هاوس مي پردازد كه به خاندان اشرافي شرميتوف تعلق داشته وسپس كنت سرگئي ديميتروويچ شرميتوف بعد از انقلاب 1917 اين قصر و مجموعه هايش را به دولت هديه كرد . اين فيلم با اشاره به علاقه آخماتووا به اين خانه و سكونت قريب سي سال در آن ، نخست به همراه همسر دومش شيليكو و سپس با پونين و خانواده اش ، به اهميت اين محل و نقش و تأثيرش در شگل گيري اشعار آخماتووا و به ويژه منظومه « بدون قهرمان » او تأكيد كرد . اين خانه از سال 1989 توسط دولت وقت شوروي به «موزه آخماتووا » تبديل شد.
دكتر پروين سلاجقه سخنران بعدي بود كه به درونمايه و شيوه بيان در شعر آنا آخماتووا پرداخت . « ... به نظر من مهم ترين وجه شاعرانگي در شعر آخماتووا ، قدرت بي نظير او در ارائه هنري نوعي بيان ساده است ، نوعي بيان تصويري كه از سنت ايماژيستي مطرح شده در بخشي از شعر آغاز قرن بيستم بهره برده و از واژه ها ، حضور ساده و شفاف خودشان را طلب مي كند. از اين رو واژگان در شعر آخماتووا ، در هيأت گزاره هاي ساده خبري و توصيفي ، پيوسته در محور همنشيني زبان قيام مي كنند ، در محور حضور ، نه در محور جانشيني و غياب ... » و در ادامه با اشاره به برخي از اشعار اخماتووا افزود « ... عشق در محور عاطفي شعر آخماتووا جايگاهي ممتاز و يگانه ادارد و به همين دليل ، اتفاق ساده و زميني « عشق » بين دو نفر « من ـ تو » و تصوير كردن دقيق اين اتفاق به كمك نشانه هاي زميني ، مهم ترين حادثه در شعر آخماتووا ست ... «
پس از آن احمد پوري با موضوعي تحت عنوان « پشت صحنه چند شعر از آخماتووا » به توصيف رويدادهاي زندگي آخماتووا و چگونگي شكل گيري برخي از اشعارش روي آورد « دانستن اين كه پشت شعر چه حادثه و اتفاق و يا منطوري بوده كه به تولد آن كمك كرده وسوسه اي است كه معمولاٌ همه داريم . اما من كه امروز مي خواهم در واقع با تكيه بر يادداشت ها و نوشته هاي منتقدين و زندگينامه نويسان مختلفي پشت صحنه چند شعر از آنا آخماتووا را نشان دهم كه خود چندان اعتقادي به اين كار ندارم اما اشتياق و وسوسه اش را چرا. ...» و سپس افزود » ... آخماتووا در 1910 با نيكلاي گوميلف كه خود شاعر بود ازدواج كرد . اين ازدواج حاصل آشنايي دو سه ساله با شاعر بود ... اما ماجراجويي هاي گوميلف و سفرهاي دور و دراز و در واقع دائمي او به نقاط دوردست جهان مثل آفريقا ، آخماتووا را از پيوند مأيوس كرد . ديري نگذشت كه آخماتووا به اين نتيجه رسيد كه گوميلف زوج دلخواه او نيست . او براي اين احساس شعرهاي زيادي مخصوصاٌ در دومين مجموعه خود تسبيح سرود:
او در اين دنيا سه چيز را دوست داشت :
دعاي شامگاهي ، طاووس سفيد
و نقشه رنگ پريده آمريكا
و سه چيز را دوست نداشت :
گريه كودگان
مرباي تمشك با چاپي
و پرخاشجويي زنانه
.. و من همسر او بودم.
و چند نمونه ديگر از اشعار آخماتووا را با توصيف احساسا ت پشت پرده آن را براي حاضرين روايت كرد.
در ادامه علي بهبهاني درباره « بزرگترين شاعره ي روس » سخن گفت . « آنا آندري يونا گارنكو آخماتووا ( 1889-1966 ) دختر آندريي گارنكو ، صاحب منصبي از نيروي دريايي روس ، در آدسا زاده شد ، اما عمده ي عمر خود را در ـ يا نزديك به ـ سن پترزبورك سپري كرد . همه عمر شاعر آن شهر بود و حتي هم آغاز با پيشه ي خويش نيز ، سروده هايي ارمغان پترزبورگ كرد ـ از جمله شعري با عنوان « بيت هايي درباره ي پترزبورگ » ( 1913 )
در تسارسكويه سو به دبيرستان پيوست ، در كي يف ، كوتاه مدتي درس حقوق خواند و در 1910 به نيكلاي استپانوويچ گوميلف شاعر و پيشگام آكمه ايسم شوهر كرد . لختي پس از نشر دو مجموعه ي شامگاه و باغ سوري به شهرت رسيد و بر صحنه ي ادبي پترزبورگ شخصيتي سخت نمايان شد. .. » و ادامه داد « پس از مرگ استالين ، بر آخماتووا در مقام شاعري عمده بار ديگر آفرين گفتند و او در ميان شاعران جوان نسل پس از خود پيرواني پرورد. ... مجموعه هاي او در 1921 و 22 نيز اغلب درباره عشقند اما اين بار درباره عشقي سوگ ناك ،.... عمرم را به تو بخشيدم / اندوهم را ، اما ، تا گور با خود خواهم برد. «
و در انتها پگاه احمدي چند شعر از آخماتووا را براي حاضرين قرائت كرد.
در اين مراسم محسن فرجي ، سحر كريمي مهر ، هستي نقره چي ، ركسانا خالقي ،‌ رضا سيد حسيني ، دكتر مصطفي ملكيان ، مهرنوش مهتدي ، ثريا صدر ، اسدالله امرايي ، حسن كيائيان ، مهشيد نونهالي ، مينو فرشچي ، گلبرگ برزين ، سعيد فيروزآبادي ، هوشنگ مرادي كرماني ، ليلي كافي ، نگار تقي زاده ، آرمينه آراكليان ، سودابه اشرفي ، محمد حسن حامدي ، ترانه مسكوب ، فريبا ميرشكرايي ، قدرت الله مهتدي ، كامران جمالي ، مريم آْموسا ، بهرام افشار ، محمد گلبن ، احسان لامع ، فريده رازي ، ناهيد طباطبائي ، اصغر نوري ، هاشم بناپور ، رضا يكرنگيان و ديگر دوستداران ادبيات حضور داشتند.

آنا آخماتووا

آنا آخماتووا

آنا آخماتووا

آنا آخماتووا

آنا آخماتووا

آنا آخماتووا

آنا آخماتووا

آنا آخماتووا

آنا آخماتووا

آنا آخماتووا

آنا آخماتووا

آنا آخماتووا
عکس‌ها: جواد آتشباری
شب‌های بخارا ... اینجا

tadaneh AT gmail DOT com
Links to this post:
ایجاد یک پیوند