سه‌شنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۶
شب اميرهوشنگ كاوسي برگزار شد
Kavoussi nightچهلمين شب از شب هاي مجله بخارا با عنوان شب "دكتر امير هوشنگ كاوسي" عصرروز دوشنبه 7 خرداد با حضور پل تی، سفير فرانسه، سهراب فتوحي، رئيس انجمن دوستي ايران و فرانسه، دكتر احسان نراقي، هوشنگ گلمكاني، حميدرضا صدر، پري زنگنه، محمد گلبن و دكتر كاوسي در تالار ناصري خانه هنرمندان برگزار شد .
اين مراسم كه با همكاري مجله بخارا و انجمن دوستي ايران و فرانسه ترتيب داده شده بود با حضور سفير فرانسه در ايران و يادي از رسول ملاقلي بور ، سينماگر فقيد و با فيلمي كوتاه از دكتر كاوسي آغاز شد .
علي دهباشي، سردبير مجله بخارا و مسوول برگزاري شب هاي بخارا در آغاز گفت: مجله بخارا اين افتخار را داشته است كه پيش از اين هشتاد سالگي دكتر باستاني پاريزي ، هشتاد سالگي آقاي رضا سيد حسيني ، شصتمين سالگرد فعاليت هنري مهندس همايون خرم و صد و بيستمين سالروز تولد ملك الشعراي بهار را جشن بگيرد . همچنين شب هايي را در بزرگداشت استاد نيكول فريدني ، شب ادبيات افعانستان و شب محمود درويش شاعر فلسطيني برگزار كند . امشب در واقع چهلمين شب از شب هاي مجله بخارا به شمار مي رود كه با همكاري انجمن دوستي ايران و فرانسه برگزار مي شود.
خيلي كوتاه عرض كنم كه دكتر اميرهوشنگ كاوسي در هفتم خرداد ماه 1301 شمسي در تهران متولد شدند . تحصيلات ابتدايي خود را در دبستان نظام آغاز و دبيرستان نظام را سه سال پس از ورود به علت بيماري قلبي ترك كرد و در دبيرستان فيروز بهرام نام نويسي كرد.
پس از دريافت ديپلم از مدرسه دارالفنون در آغاز سال 1324 به دانشكده حقوق راه يافت و بعد از دو سال به علت علاقه وافر به ادامه تحصيل در فرانسه تحصيلات دانشگاهي را نيمه تمام گذاشت و راهي فرانسه شد و رشته حقوق را ادامه داد. اما پس از دوسال تحصيل در دانشكده حقوق به علت علاقه شديد به تئاتر و سينما وارد « انستيتوي مطالعات عالي سينمايي » يا « ايدك » شد . بعد از دوسال تحصيل در ايدك و يكسال كارآموزي با فيلمسازان فرانسوي موفق به اخذ ديپلم در رشته فيملسازي شد و پس از ورود به دانشكده سوربن در رشته فيلموتوژي كه مربوط به شناخت ارزش هاي زيباشناختي و روان شناختي و جامعه شناختي سينما بود نام نويسي كرد . پس از پايان تحصيلات و گذراندن يك رساله تحت عنوان « سينما و كميك » دكتراي خود را در سال 1327 از دانشكده ادبيات سوربن دريافت كرد و پس از نه سال به ايران برگشتند كه حاصل اين دوران دهها كتاب و صدها مقاله در حوزه سينما و نقد فيلم است كه دوستان امشب به صورت تخصصي تر به اثار دكتر كاوسي خواهند پرداخت . در سال 1988 آقاي فرانسوا لئوتار وزير فرهنگ وقت فرانسه نشان والاي فرهنگي را براي قدرداني از فعاليتهاي فرهنگي و هنري دكتر كاوسي به ايشان طي مراسمي در فرانسه اعطا كرد. »
پس از آن دكتر كاوسي خود در جايكاه سخنراني قرار گرفت و طي گفتاري به فرانسه و فارسي چنين گفت ( گلبرگ برزين بخش فرانسه ايشان را به فارسي ترجمه كرد ) :
پیش از هر چیز، جناب آقای سفیر، تقاضا دارم از اينكه نمي توانم مطالب خود را كامل و روشن بيان كنم مرا ببخشيد.

چطور بتوانم آن طور که باید شوق و شور خود را ابراز کنم از حضور مبارک شما سفیر عزیز فرانسه در ایران، در کنار من و در این مجلس که به پاس و یاد فعالیتهای گذشته و حال من برگزار می شود در واقع، من افتخار داشته ام در طول بیش از نیم قرن دانش خود را در رشته سینما در خدمت جوانان کشورم قرار دهم و آنان را تا جای ممکن با رمز و راز این هنر جادویی آشنا سازم. ولی از کجا، از سوی کدام افق رسیده است دانسته های شخص من در شناخت این رشته، ظرایف هنری و فنون آن، زیبایی آفرینانش و ارکان فرهنگ آن، و کلاً از کجا امتیاز و افتخار آن داشته ام که این همه را به هموطنانم انتقال دهم؟ در پاسخ جناب آقای سفیر خواهم گفت...با تمام وجودم، سپاس گزار از فرانسه هستم و خواهم ماند. تمامی آنچه توانسته ام بیاموزم را به کشور فرانسه مدیونم... به فرانسه لطیف و آرام. متشکرم.»
و در بخش دوم گفتارش ادامه داد : صادقانه بگویم، جناب آقای سفیر، حضور شما در میان ما به این گردهمایی، که به همت مشترک انتشارات بخارا و انجمن دوستی ایران وفرانسه برگزار شده است، ارج و اعتباری گران میبخشد. ظاهراً گرد هم آمده ایم تا سالروز تولد یک دانشجوی جوان قدیمی، که دهه هشتاد سالگی خود را پشت سر میگذارد، و روزگاری در پاریس میزیسته را جشن بگیریم.
شنیده ام که شما جناب سفیر دوستدار پرشور سینما هستید. پس لازم است در اینجا تأکید کنم که هنر سینما پیش از هر چیز و خالصانه هنری است فرانسوی. میتوان پرسید از چه رو؟
اینکه برادران لومیر بودند که اول بار با کمک فیبرهای نوری عکسهای متحرک انسانها و اشیاء را با اندازه طبیعی، بر پرده به نمایش در آوردند.
از آن روز 28 دسامبر 1895 سینما به نمایشی عمومی و مردمی تبدیل شد. و دیری نگذشت تا ژرژ ملیِ بزرگ آن را از لحاظ تکنیکی مبدل به هنری متفاوت کرد. ولی در دهه هزار و نهصد و بیست بود که عاقبت سینما توانست جایگاه شایسته خود را در میان هنرهای زیبا بیابد و با ابتکار گروه مون پارناس به ریاست ژان کوکتو به عنوان هنر هفتم شناخته شود.
به یاد نیز بیاوریم که لئون گومون بود که در سال 1919 نمایشی عمومی برگزار کرد، باز هم نخستین بار در جهان، از فیلمی رنگی به نام «رژه پیروزی».
کارگردان مشهور فرانسوی آبل گانس در سال 1927 با روش "سه پرده" اثر حماسی خود، "ناپلئون" را به نمایش عمومی گذاشت. از سوی دیگر در سال 1923 به تکنیک جدید مونتاژ در فیلم دیگرش به نام "چرخ" دست زد. دو سال بعد، از سوی آیزنشتاین این فن، مونتاژ آتراکسیون نام گرفت و او از آن در فیلم فراموش ناشدنی اش "نبرد پوتمکین" بهره گرفت.
از فیزیکدان فرانسوی، پروفسور هانری کرتین، سازنده "اسکوپ" نیز باید یاد کنیم که شرکت آمریکایی فاکس اختراع او را با تولید فیلمهای سینماسکوپ به جهانیان معرفی کرد. سینمای کمدی فرانسه را نیز فراموش نکنیم و دین آن را به مکس لندر که چارلی چاپلین استاد خود نامیده است.
این فهرست همانطور که میتوانید تصور کنید بسیار طولانی است، زیرا یافته های محققین فرانسوی در زمینه سینما در برابر چند نمونه برشمرده بسیار پرشمارتر و مؤثرتر بوده اند.

در پایان، با شور فراوان سپاس خود را نثار آقای سهرابی، رئیس انجمن دوستی ایران و فرانسه و آقای علی دهباشی، مدیر مسئول انتشارات بخارا برای برگزاری این مراسم می نمایم. »
پس از آن سفير فرانسه با كلماتي فارسي از برگزاري اين مراسم تشكر كرد و بعد به فرانسه سخن گفت و از اين كه روابط فرهنگي ايران و فرانسه همچنان پايدار است شادماني خود را ابراز داشت .
بعد از آن دكتر سهراب فتوحي مدير انجمن دوستي ايران و فرانسه ضمن تشكر از حاضرين اظهار اميدواري كرد كه اين مركز بتواند قدم هاي بيشتري براي تبادل فرهنگي بين ايران وفرانسه سخن گفت .
و بعد هوشنگ گلمكاني از پرشوري دكتر كاوسي در نوشتن و ارائه مطلاب ياد كرد كه همچنان پرتوان و با پشتكار مي نويسد و نوشته هايش را دنبال مي كند واينكه جوانان امروزي بايد از اين پشتكار و از اين شور و حرارت درس بگيرند.
سپس جمشيد ارجمند از دكتر كاوسي به عنوان كسي ياد كردند كه براي نخستين بار واژه هاي سينمايي را براي ايرانيان معنا كردند و به وجود آوردند كه از بارزترين و معروفترين اين اصطلاحات ، واژه « فيلمفارسي » بود كه عمدتاٌ به فيلم هاي بي ارزش و مبتذلي اطلاق مي شد كه از فارسي چيزي نداشت جز زبانش و از همين رو دكتر كاوسي عنوان « فيلمفارسي » را به آن داده بودند. و اينكه بازهم تقريباٌ مي توان گفت كه در زمينه نقد فيلم نيز دكتر كاوسي بنيان گذار آن در ايران بوده اند و در نقد فيلم هيج ملاحظه اي را رعايت نمي كردند و جز ملاك هنري و سينمايي آن معيار ديگري را جاي نمي دادند و سپس به بيان چند نمونه از نقدهاي دكتر كاوسي در خصوص فيلم هاي مطرح آن زمان پرداخت.
سپس حميد رضا صدر از روزهاي بيماري دكتر كاوسي گفت و از ترس او حكايت كرد كه وحشت داشت نكند ديگر نتواند بنويسد و امروز شاد است كه دكتر كاوسي همچنان مي نويسد و برايش آرزوي طول عمر بيشتر كرد.
بعد از آن خانم پري زنگنه كه در جمع حضور داشت از عشق و علاقه اش به سينما گفت و از اينكه وقتي كه آن حادثه روي داد و نابينا شد قبل از هر چيز به اين فكر مي كرد كه ديگر نمي تواند فيلم ببيند. و در همان زمان بينايي آنقدر فيلم ديده بود كه هنوز مي توانست با دكتر كاوسي درباره اين فيلم ها گفتگو كند. و در ادامه از فيلمسازان خواست وقتي مي خواهند درباره نابينايان فيلم بسازند تمام جنبه هاي واقعي را در نابينايان در نظر بگيرند و صرفاٌ با نظريات و شنيده هايشان فيلم نسازند.
و سپس دكتر احسان نراقي در سخناني كوتاه از نحوه آشنايي و آغاز دوستي اش با دكتر كاوسي صورت گرفت كه از فرانسه شروع شد و تا به امروز نيز دوام آورده است. پس از آن نيما فرهت قطعاتي زيبا را با پيانو نواخت.
طي اين مراسم پيام ناصر زراعتي نيز قرائت شد.
« پنجاه و شش سال پیش، 1330 شمسی، سالی که من و بسیاری از همنسلانم به دنیا آمدیم، در گورستانِ پرلاشزِ پاریس، هنگامِ خاکسپاریِ صادق هدایت، دانشجویِ جوانی که در همان شهر درسِ سینما می‌خواند، در رثایِ نویسنده بزرگِ از دست رفته ایران، سخنانی ایراد کرد.
این دانشجویِ سینما چند سال بعد، پس از پایانِ تحصیلاتش، به ایران بازگشت و مبارزه و تلاشِ خستگی‌ناپذیر، شجاعانه و شرافتمندانه‌ای را علیهِ ابتذال و در راهِ شناساندن، نقد، بررسی و آموزشِ هنرِ سینما آغاز کرد؛ مبارزه و تلاشی که پس از گذشتِ بیش از نیم قرن، هنوز هم ادامه دارد.
اگر در آن روزها و سال‌هایِ دور، در آن راهِ دشوار و پُرسنگلاخ، تنها بود، امروزه چه بسیارند ادامه‌دهندگانِ راهِ او که بیشترشان افتخارِ شاگردی‌اش را هم داشته‌اند.
خوشحالم که مبارزه و تلاشِ ده‌ها ساله استاد دکتر هوشنگ‌کاووسی را گرامی می‌دارید و در‌عین‌حال، غمگینم که چرا در این شبِ زیبا کنارتان نیستم تا همراهِ دیگر شاگردان و دوستان و دوستدارانِ استاد باشم و به ایشان بگویم: ما در تمامِ این سال‌ها ـ هرجا بوده‌ایم ـ فراموشتان نکرده‌ایم. از شما سپاسگزاریم که بسیار چیزها به ما آموختید.
شش سال پیش، 1380، در همین فصلِ بهار، با بعضی دوستان در تهران تصمیم داشتیم برایِ استاد مراسمِ گرامیداشتی برگزار کنیم. آن هنگام، ایشان دورانِ نقاهت را می‌گذراندند. خاطرم نیست چرا موفق به برگزاریِ آن مراسم نشدیم، اما یک روز عصر، دسته‌جمعی، با گُل و کتاب و مِهر و دوستی، به منزل‌شان رفتیم. خوشبختانه توانستیم از آن دیدار تصویربرداری کنیم و سخنانِ استاد ضبط‌شده هست.
شادمانم که آرزویِ شش سال پیشِ من و دوستانم امشب برآورده می‌شود.
دوستان امشب حتماً در موردِ جنبه‌هایِ گوناگون و ارزشمندِ زندگی و کار و فعالیت‌هایِ استاد دکتر هوشنگ کاووسی سخن می‌گویند.
حتماً همگان آگاهی دارند که سال‌ها پیش، استاد رباعیاتِ خیام را با دقت و وسواس و به‌شکلی شایسته و بایسته به زبانِ فرانسه ترجمه کرده‌اند. اجازه می‌خواهم از این فرصت استفاده کنم و این اظهارِ دوستی و ارادتِ مخلصانه و شاگردانه خود را با یکی از رباعیاتِ زیبایِ خیام پایان دهم:
بر چهره گُل، نسیمِ نوروز خوش است
در صحنِ چمن، رویِ دل‌افروز خوش است
از دی که گذشت، هرچه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که نوروز خوش است.
6 خردادِ 1386، گوتنبرگِ سوئد

Kavoussi night

Kavoussi night

Kavoussi night
دكتر احسان نراقي

Kavoussi night

Kavoussi night

Kavoussi night
رئيس انجمن ايران و فرانسه

Kavoussi night
دكتر هوشنگ كاووسي

Kavoussi night

Kavoussi night

Kavoussi night
پل تی، سفير فرانسه در ايران

Kavoussi night

Kavoussi night
نادر مشايخي ، رهبر اركستر سمفونيك تهران

Kavoussi night

Kavoussi night
محمد گلبن

Kavoussi night
پري زنگنه

عکس‌ها: جواد آتشباری
شب‌های بخارا ... اینجا

tadaneh AT gmail DOT com
Links to this post:
ایجاد یک پیوند