پنجشنبه، دی ۲۸، ۱۳۸۵
گزارش و عکس‌های تادانه از جلسه نقد كتاب زراعتي در كافه تيتر
ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخانيخبر:
جلسه نقد و بررسي مجموعه داستان "بيرون پشت در" نوشته ناصر زراعتي، نويسنده و فيلمساز روز چهارشنبه در كافه تيتر برگزار شد.
در اين نشست كه در ادامه نشست هاي مشترك مجله بخارا و كافه تيتر كه چهارشنبه شب ها در كافه تيتر برگزار مي شود ، مجموعه داستان "بيرون پشت در" نقد و بررسي شد.
در نشست روز گذشته، ابتدا علي دهباشي، ناصر زراعتي را معرفي كرد و پس از آن شركت كنندگان در جلسه به بيان نظرات خود پرداختند.
ناهيد طباطبايي، رضا هاشمي نژاد، مدير مسوول نشر افق و ناشر مجموعه داستان "بيرون پشت در"، يكرنگيان، مدير نشر اختران، علي بهبهاني، فرزانه قوجلو، اسدالله امرايي، مريم رئيس دانا، مهري جعفري، فريدون حيدري ملك ميان، رضا هدايت، محمد عزيزي، علي عبداللهي، محمد آقازاده، مسعود سهيلي، نيما افشار نادري، بهنام ناصح، سينا شعباني، جواد آتش باري، بهنام قلي پور، بيتا صالحي بختياري و تعداد زيادي از علاقمندان به آثار ناصر زراعتي حضور داشتند.

حاشيه:
جلسه، مثل همه جلسات بسيار آرام و در تعريف از نويسنده آغاز شد و اين ريتم تمام جلسات نقدي است كه در ايران برگزار مي شود. در چنين جلساتي اغلب دوستان و طرفداران نويسنده ها و شاعران اظهار وجود مي كنند، اما در جلسه نقد كتاب "بيرون پشت در" پس از صحبت هاي فريدون حيدري ملك ميان، نويسنده، نوع نگاه جلسه كاملا تغيير كرد.
حيدري ملك ميان، ضمن انتقاد صريح از داستان هاي ناصر زراعتي، گفت: فكر مي كنيد اين داستان ها چه چيزي به دانسته هاي من خواننده اضافه مي كنند؟
وي در ادامه با مقايسه اين كتاب با برخي از آثار ماندگار تاريخ ادبيات جهان، به ارائه نظراتش پرداخت.
تادانه، مشغول عكاسي بود و براي همين ناچار بود هر چند دقيقه جايش را عوض كند و در كنار يكي از شركت كنندگان قرار بگيرد. متاسفانه حالتي كه در شركت كنندگان مي ديد، خوشايند نبود. برعكس ناصر زراعتي، كه بسيار هوشمندانه و با دقت به حرف هاي ملك ميان گوش مي داد، بيشتر شنوندگان با گارد باز اجازه مي خواستند تا در رد نظرات فريدون حيدري حرف بزنند. احساس من اين بود كه اين جماعت چون منتقد را نمي شناسند تنها تحت تاثير لحن آمرانه او قرار گرفته اند و سعي داشتند نگذارند ناصر زراعتي ناراحت از جلسه بيرون برود، غافل از اين كه نويسنده بسيار دقيق به حرف های منتقد گوش مي داد؛ بدون توجه به این که حالا نظرات آقاي منتقد را قبول داشته باشد يا نه.

فريدون حيدري ملك ميان را مي شناسم؛ بيش از ده سال است كه مي شناسم. مانند بسیاری از جلسات دیگر، جماعت وقتي كسي را نمي شناسند از تادانه مي پرسند طرف كيست؟ وقتی درباره آقای منتقد که ملک میان باشد، پرسیدند کیست، كوتاه و فشرده گفتم: نويسنده رمان "مرگ بي توبه بي وصيت" كه سال 73 جزء نامزدهاي جايزه قلم زرين گردون بود.
بيشتر از آن نمي توانستم آنجا بگويم، این را هم گفتم که لااقل به حرف هايش گوش بدهند؛ اصلا منظور من اين نيست كه حرف هايش تمام و كمال درست بود اما متاسفانه مي ديدم كه اگر ملك ميان، نويسنده اي معروف بود، اين افراد كه چنان گاردي برايش گرفته بودند، بسيار متين تر به حرف هايش گوش مي دادند.
ناصر زراعتي را همه مي شناسيم، مي دانيم كه "متولد 30 شهريور 1330 است . سال 1348 از دارالفنون ، ديپلم رياضي گرفت و همان سال به دانشكده هنرهاي دراماتيك رفت و با مشكلاتي روبرو شد كه سرانجام در سال 1355 درسش را تمام كرد . سي و چند سال است كه به شكل جدي مي نويسد و كارهايش در نشريات يا به شكل كتاب چاپ مي شود : نقد فيلم ، نقد شعر و داستان و حتي نقد نقاشي ، ترجمه ، داستان كوتاه ، فيلم نامه و ...
از زراعتي مجموعه هايي همچون سبز ، دكتر موش ، نوار گمشده و رمان " در صدف " و نيز مجموعه مقالاتي در نقد آثار داريوش مهرجويي به چاپ رسيده است .
ناصر زراعتي در كنار كار تأليف به ساخت فيلم هاي مستند و آموزشي نيز مشغول است . از جمله فيلم هاي او :
1- برگي از كتاب عشق ( ديدار با سيمين بهبهاني )
2- وكيل عاشق ( ديدار با سرهنگ جليل بزرگهمر وكيل مدافع دكتر مصدقي )
3- صورتك ها ( ديدار با نصرت كريمي و مجسمه هايش )
4- شاعر ديار عشق و آشتي ( ديدار با فريدون مشيري )
5- يك صبح تابستان با سيمين دانشور
6- تك درخت بيد ( مستند مردم شناسنانه ) و ... "

اما فريدون حيدري ملك ميان را آيا مي شناسيم؟
آيا مي دانيم كه بااولين رمانش در سال 1373 توانسته بود به رقابت با رمان نويسان برجسته آن سال برخيزد و اگرچه اسماعيل فصيح، قلم زرين گردون آن سال را گرفت، اما ارزش كار ملك ميان براي من خواننده بسيار بيشتر از بسياري از بزرگان آن سال بود؟
چرا كتابش اين سال ها ديده نشد؟
من البته مي دانم. ملك ميان سال هاست از همه جمع ها بريده و به خلوتش خزيده.
من مي شناسمش چون بار اول هم مثل بسياري از دوستاني كه شب گذشته دربرابرش گارد گرفتند، يازده سال پيش در جلسه اي از لحن آمرانه و بسيار دانسته هايش خوشم نيامد، اما زمان نشان داد كه حرف هاي او بسيار براي من خوشايندتر بود تا كساني كه جلوي آدم تعريف مي كنند و پشت سرد...
اولين باري بود كه طي چند سال گذشته مي ديدم جايي حرف مي زند، البته جدا از يكي دو مقاله در مجله ادبي قابيل و مجله ماندگار، در جلسه نقد كتاب "رمان نامه" نوشته قاسم كشكولي در والس نيز حرف زده بود.
من حتي مي دانم رمان جديدش "روز هزار ساعت دارد" از يك سال قبل آماده نشر است و ...

جلسه نقد و بررسي مجموعه داستان "بيرون پشت در" نوشته ناصر زراعتي در كافه تيتر، يكي از بهترين جلساتي بود كه طي چند سال گذشته ديده بودم.

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني
ناصر زراعتي و علي دهباشي

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني
يكرنگيان، زراعتي، دهباشي، بهنام ناصح و محمد آقازاده

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني
بهنام قلي پور و بيتا صالحي بختياري

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني
ناهيد طباطبايي

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني
علي بهبهاني، فرزانه قوجلو و رضا هدايت

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني
رضا هاشمي نژاد، مدير نشر افق

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني
مهري جعفري و مريم رئيس دانا

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني
فريدون حيدري ملك ميان

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني
نيما افشارنادري

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني
اسدالله امرايي

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني

ناصر زراعتي در كافه تيتر - عكس: يوسف عليخاني
***
گزارش های دیگر از همین جلسه
به روايت رضا هدايت ... اينجا
به روایت محمد آقازاده ... اینجا
خط و ربط؛ وبلاگ ناصر زراعتی ... اینجا

tadaneh AT gmail DOT com
Links to this post:
ایجاد یک پیوند