چهارشنبه، مهر ۱۹، ۱۳۸۵
عمران صلاحي درگذشت
صبح زودتر آمده بودم تا پيش از اين كه مشغول كاربشوم، خبر بدهم امروز چهارمين سالگرد درگذشت احمد محمود است، از ديشب هم فكر كرده بودم چه بنويسم، مي خواست از تنها ديداري كه با او داشتم بنويسم، اما نمي دانم چرا نيم ساعت پاي مونيتور نشسته بودم و نوشتنم نمي آمد، تا اين كه اين اس ام اس لعنتي رسيد: عمران صلاحي درگذشت
فورا زنگ زدم به مصطفي خلجي كه خبررسان اصلي است. خبر شرق را هم او اس ام اس كرده بود. گفتم: دروغ نگو؟
گفت بخدا. گفت ديشب فوت كرده. گفت ساعت هشت تشييع مي شود. گفت از بيمارستان طوس. گفت نمي داند كجاست گفت اما صد و هيجده گفته حوالي تخت طاووس
باور كردني نيست. عمران صلاحي؟ سني نداشت؟
باز باور نكردم. نوشته بودم عمران صلاحي درگذشت. خالي بود اما نوشته ام. زنگ زدم به محسن فرجي. مطمئن بودم خواب است اما بيدار بود. مي دانستم چون با محمد محمدعلي كه از دوستان صلاحي است نزديك است ممكن است خبري داشته باشد. ديدم از تلفنش صداي خيابان مي آيد و رفت و آمد و بوق و ... گفتم كجايي؟ گفت ميدان وليعصر. گفتم كجاي مي ري؟ گفت بيمارستان طوس. گفتم كي گفته؟ گفت مديا كاشيگر
***
دوباره زنگ زدم به محسن فرجي. گفتم محسن شماره مديا رو بده. گفتم نكند خبر درست نباشد و همين عمران صلاحي حكايت حال ما جماعت رو بنويسد
گفت همين جاست؛ مديا را مي گفت. تلفن را به مديا داد. گفتم سلام آقاي كاشيگر. صبح بخير! خبر راسته؟
گفت بله، ساعت دوازده و نيم تا يك در بيمارستان طوس تمام كرده. ديشب هم قرار بوده برود به قراري كه نمي رود. مي خواهي با آقاي اسوار صحبت كني؟
گفتم اونجاست؟ موسي اسوار؟
گفت بله
گفتم اين خبر درسته آقاي اسوار؟
گفت بله
گفتم چي شده؟ بيماري خاصي داشته؟
عصر زنگ زده به موسي اسوار، مترجم برجسته ادبيات عرب كه حالش خوب نيست و نمي تواند به جلسه بيايد: ديروز قرار بود در شوراي عالي ويرايش افطاري با هم باشيم؛ در دفتر ما؛ ايشان بيايند و عده اي از اهل قلم. ساعت چهار زنگ زد. گفتم عمران چطوري؟
گفت خوب نيستم، براي اولين بار مي گفت خوب نيستم. خيلي خوددار بود و كمتر به مسايل ريز اشاره مي كرد. احساس كردم مساله بايد خيلي جدي باشد كه مي گويد خوب نيست
گفت از وقتي از سفر برگشتم احساس كسالت مي كنم و همين الان هم سينه درد شديدي دارم
گفتم حالا چرا نشستي؟ برو اورژانس
گفت دارم همين كارو مي كنم. چين رفته بود؛ با عده اي از نويسندگان؛ براي سخنراني
گفتم مطمئن باشم داري مي ري بيمارستان؟
گفت مطمئن باش. دارم مي رم بيمارستان كسرا
گفتم مواظب خودت باش. اگر مي تونستم مي اومدم. كسي هست خيالم راحت باشد؟
گفت بله
امروز مي خواستم بهش زنگ بزنم، ساعت شش صبح از طرف خانواده شان زنگ زدند و تا گفتند فهميدم اتفاقي افتاده
هر اتفاقي رو منتظر بودم اما مرگ را نه
***
حسين ابراهيمي، عكاس جام جم آنلاين تازه برگشته. مي گويد تشييع جنازه افتاد براي فردا. او كه كسي را نمي شناخته مي گويد يك آدم قدكوتاهي كه پيگير كارهاي تشييع بوده گفته عمران كم آدمي نبوده كه اينطور زود تشييع شود. صحبت كنيم فردا از خانه هنرمندان تشييع شود و ببريمش قطعه هنرمندان. البته من فكر كنم آقاي عكاس كه متاسفانه از خانواده سوگوار عكسي نگرفته اشتباه مي كند و احتمالا صحبت و بحث درباره بردن او به قطعه هنرمندان يا امامزاده طاهر بوده. يك آدم قد بلندي هم گفته مشكلي درباره چاپ اعلانيه و پوستر نيست. با اين حساب تشييع جنازه ساعت 9 صبح فردا پنجشنبه از جلوي خانه هنرمندان خواهد بود
در ضمن اين آقاي ساسان والي زاده، شاعر و خبرنگار خبرهاي داخلي جام جم آنلاين هم پيگير خبرهاي عمران است
***
محسن فرجي طي سال هاي گذشته رابطه خوبي با عمران صلاحي داشت و چند بار با او گفتگو كرده بود. برنامه عمران صلاحي در كافه تيتر نيز به همت او برگزار شد. منتظرم تا از بيمارستان برگردد و بنشيند و اندكي درباره عمران بنويسد
***
چند تا لينك درباره عمران صلاح
گاهشمار زندگي و آثار عمران صلاحي... اينجا
عمران صلاحي: براي نوروز اشعار ناظم حكمت را توصيه مي‌كنم
گفت وگو با عمران صلاحي، شاعر و طنزپرداز
ادبيات زندگي را قابل تحمل مي سازد... اينجا
فکر مي کنم امروز ديگر نيازي به طنزپرداز نيست ! آنقدر وقايع و اتفاقاتي که در اطرافمان مي گذرد خنده دار شده است که حتي ما طنزپردازان هم از آن عقب مانده ايم...اينجا
عمران صلاحي درگذشت... خبرگزاري فارس
من بچه جوادیه ام ...اينجا
شاعر "يك لب و هزار خنده" در گذشت...خبرگزاري ميراث
خاطرات عمران صلاحی از توفيق و حزب خران... اينجا و اينجا
گفتگوي احسان عابدي با عمران صلاحي... اينجا
گفت و گوي ليلا صادقي با ع. شكرچيان... اينجا
گفتگوي عمران صلاحي با پرويز شاپور... اينجا
گفتگويي طنز صلاحي درباره انتخابات... اينجا
از شعر جوان امروز كساني خواهند ماند.... اينجا
پيروزي معنوي هميشه با طنزپردار است ... اينجا
عمران صلاحی در کافه تیتر... اينجا
عمران يكي از طنزپردازان بزرگ كشور است... اينجا
عجله كار شيطان است‏، درباره گفتگوي صلاحي با دولت آبادي ... اينجا
در نبود عیمران عزیز ...ادامه
حالا حکایت کیست؟... هنوز
نتايج جستجو براي عمران صلاحي... ادامه
هی سرت داد می‌زنم برگرد ... اينجا
مراسم تشييع پيكر پنجشنبه 13 مهر ساعت 9 صبح، از مقابل خانه هنرمندان ايران ... گل آقا
***
پنجره دان داش گلير... ايرنا
عمران صلاحي شاعر و طنزنويس ترك آذرى... اينجا
***
عمران صلاحی مرد - نه باور نمی کنم این شوخی سیاه را
عكس سوگواران صلاحي جلوي بيمارستان طوس... اينجا
***
tadaneh AT gmail DOT com
Links to this post:
ایجاد یک پیوند