
حمدالله مستوفی
محمدعلی رجایی ، رئيس جمهور
قمرالملوک وزیری ، خواننده مردمي
عنایتالله مجیدی ، محقق و نويسنده
مهشید میرمعزی، مترجم
مرحوم ساعد فارسی رحیمآبادی ،نقاش
"رودبار و الموت" تا قرن هفتم با عنوان "رودبار" معروف بوده و در كتابها نامش "رودبار" آمده است. پس از آن به دليل حضور ياران حسن صباح در این منطقه، "الموت" معروف تر شد. اين منطقه به نام هاي ديگري نيز چون بالا الموت و پايين الموت و رودبار محمدزمان خاني و خشكه رودبار نيز معرفي شده است.
عکسهایی از رودبار و الموت ... اینجا
شب عزیز و نگار ... اينجا
درياچه اوان، روستای پيچبن ... اينجا
كودكانههاي يوسف عليخاني ... اينجا
اصلاحيه براي يك خبر ... اينجا
معرفي چند كتاب ... اينجا
تير ماه سيزده ... اينجا
گيل و ديلم ... اينجا
سفر به الموت ... اينجا
قلعه لمبسر ... اينجا
قلعه الموت (گازرخان) ...اينجا
جشن فندقچيني ... اينجا
جمال کريمی آتانی؟ ... اينجا
اسماعيليان حشيش نميكشيدند ... اينجا
پایگاه فرهنگی-تاریخی الموت ... اینجا
از رودبار الموت به قهستان ... اينجا
جستجوي ردپاي اسماعيليان در روستاي ميمند ... اينجا
سفرنامه الموت و يادداشت فرخنده آقائی درباره سفر به الموت ... اينجا
عزیز و نگار و دو نکته در مورد داستانهای عامیانه - سعید موحدی ... اينجا
قدمبخیر مادربزرگ من بود، مجموعه داستان ... اينجا
اژدهاکشان، مجموعه داستان، زیر چاپ
قصههای مردم رودبار و الموت ... اينجا
عزیز و نگار - بازخوانی یک عشقنامه ... اينجا
به دنبال حسن صباح، داستان زندگی خداوند الموت ... اينجا

قزوین ... اینجا
سه شنبه غروب ، هشتم اسفند ماه ، ساعت 6 بعد از ظهر : تالار ناصر ي ميزبان بيست و سومين شب از شب هاي بخارا بود كه اين بار به سينماگر سوررئاليست و نامي اسپانيا لوئيس بونوئل اختصاص داشت . اين مراسم به بهانة انتشار كتاب « بونوئلي ها » برگزار شد كه با ترجمة شيوا مقانلو توسط نشر چشمه روانة بازار نشر شده است ، دانشجويان سينما و علاقمندان به هنر ، مدير نشر چشمه ، آقاي حسن كيائيان و مدير نشر ثالث از حاضرين در اين مراسم بودندكه با اندكي تأخير و با كليپي آغاز شد كه ياشار اميني آن را تهيه كرده بود و سپس علي دهباشي در معرفي بونوئل چنين گفت :






عکسها: جواد آتشباری
شبهای بخارا ... اینجا
پيكر مرحوم سيد محمدتقي ميرابوالقاسمي، نويسنده و پژوهشگر گيلاني، ظهر ديروز پس از تشييع در سليمانداراب رشت و در جوار ميرزا كوچك خان جنگلي به خاك سپرده شد.وداع در چند قاب ... اینجا
چند عکس دیگر ... اینجا
گزارش مراسم تشییع ... اینجا
مردي از سرزمين گيل و ديلم ... اینجا
بیوگرافی و آثار ... اینجا
بازمانده اسماعيليه در ايران ... اينجا
***
با تشکر از مجتبی پورمحسن
همين پريروز زنگ زده بود. ايرنا گفت که جمشيد شمسيپور زنگ زده و گفته که هرچي زنگ ميزنم به عليخاني، گوشي را برنميدارد. زنگ زدم رشت:
قبلا درباره اش نوشته بودم: سال 80 بود كه با يك اتفاق با قصه عاميانه عزيز و نگار آشنايي نزديك پيدا كردم و دنبالش كردم، از اين خانه به آن خانه و از اين بازار به آن بازار و از اين شهر به آن شهر و از اين منطقه به آن منطقه رفتم. يكي از كشفهاي بزرگ اين دوره، آدمي بود به نام سيد محمدتقي ميرابوالقاسمي. نامش را اول بار در گيلاننامه جكتاجي ديدهبودم. مقالهاي نوشته بود درباره عزيز و نگار. زنگ زدم به جكتاجي . من را ميشناخت به واسطه لطفهاي هميشگي جمشيد شمسي پور، شاعر تالش و گيلك. شماره ميرابوالقاسمي را نه تنها داد كه نسخه منظوم كمالي دزفولي _ مرحوم كمالي دزفولي كه متاسفانه چون روي جلد اين كتاب منتشر شده سال 48 فقط نوشته شده كمالي دزفولي و هيچ نشاني از نام كوچك نويسنده و ناشر وجود نداشت، بي خبر ماندم تا پس از درگذشت عالم بزرگ سيدعلي كمالي دزفولي، تنها توانستم به خانوادهاش تسليت بگويم – را برايم فرستاد.








به نقل از اینجا
جایزه جلالآلاحمد
جایزه هوشنگ گلشیری
نسل چهارم
نسل سوم
نسل دوم
نسل اول
معرفی کتاب
فرهنگ مردم
شبهای بخارا


هر نوع تاييد يا تخريب افراد و نهادها در وبلاگها و سايتهاي اينترنتي به نام نویسنده این وبلاگ، كذب محض و غيرقابل استناد است. تادانه هرگز در هيچ وبلاگي پيغام نمیگذارد